سعدی
شاعر فارسی

سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده

✒ ۲۰۱۰ اثرزادروز: ۶۱۵ هـ.قدرگذشت: ۶۹۴ هـ.قشیراز
▥←

دیوان اشعار

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱ اثر مستقیم۴ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

بوستان

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۰ اثر مستقیم۱۱ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

مواعظ

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱ اثر مستقیم۸ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

گلستان

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱ اثر مستقیم۸ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

رسائل نثر

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۶ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

مجالس پنجگانه

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۵ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

خبیثات و مجالس الهزل

قال السعدی رحمة الله علیه الزمنی بعض ابناء الملوک ان اصنف لهم کتاباً فی الهزل علی طریق السوزنی، فلم اجبهم، فهدونی بالقتل…

۰ اثر مستقیم۳ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
نمایش در همین صفحه

باب سوم در عشق و مستی و شور

۰زیرمجموعه۲۵نمایش فعلی
آثار این بخش

باب سوم در عشق و مستی و شور

✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱ - سرآغاز

خوشا وقت شوریدگان غمش / اگر زخم بینند و گر مرهمش

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۲ - تقریر عشق مجازی و قوت آن

تو را عشقِ همچون خودی ز آب و گل / رباید همی صبر و آرام دل

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۳ - در محبت روحانی

چو عشقی که بنیاد آن بر هواست / چنین فتنه‌انگیز و فرمانرواست،

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۴ - حکایت در معنی تحمل محب صادق

شنیدم که وقتی گدازاده‌ای / نظر داشت با پادشازاده‌ای

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۵ - حکایت در معنی اهل محبت

شنیدم که بر لحن خنیاگری / به رقص اندر آمد پری پیکری

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۶ - حکایت در معنی غلبه وجد و سلطنت عشق

یکی شاهدی در سمرقند داشت / که گفتی به جای سمر قند داشت

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۷ - حکایت در فدا شدن اهل محبت و غنیمت شمردن

یکی تشنه می‌گفت و جان می‌سپرد / خنک نیکبختی که در آب مرد

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۸ - حکایت صبر و ثبات روندگان

چنین نقل دارم ز مردان راه / فقیران منعم، گدایان شاه

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۹ - حکایت

شنیدم که پیری شبی زنده داشت / سحر دست حاجت به حق بر فراشت

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۰ - حکایت

یکی در نشابور دانی چه گفت / چو فرزندش از فرض خفتن بخفت؟

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۱ - حکایت در صبر بر جفای آن که از او صبر نتوان کرد

شکایت کند نوعروسی جوان / به پیری ز داماد نامهربان

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۲ - حکایت

طبیبی پری‌چهره در مرو بود / که در باغ دل قامتش سرو بود

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۳ - حکایت در معنی استیلای عشق بر عقل

یکی پنجهٔ آهنین راست کرد / که با شیر زورآوری خواست کرد

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۴ - حکایت در معنی عزت محبوب در نظر محب

میان دو عم زاده وصلت فتاد / دو خورشید سیمای مهتر نژاد

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۵ - حکایت مجنون و صدق محبت او

به مجنون کسی گفت کای نیک پی / چه بودت که دیگر نیایی به حی؟

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۶ - حکایت سلطان محمود و سیرت ایاز

یکی خرده بر شاه غزنین گرفت / که حسنی ندارد ایاز ای شگفت

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۷ - حکایت

قضا را من و پیری از فاریاب / رسیدیم در خاک مغرب به آب

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۸ - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باری

ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست / بر عارفان جز خدا هیچ نیست

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۹ - حکایت دهقان در لشکر سلطان

رئیس دهی با پسر در رهی / گذشتند بر قلب شاهنشهی

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۲۰ - حکایت

ثنا گفت بر سعد زنگی کسی / که بر تربتش باد رحمت بسی

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۲۱ - حکایت صاحب نظر پارسا

یکی را چو من دل به دست کسی / گرو بود و می‌برد خواری بسی

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۲۲ - گفتار اندر سماع اهل دل و تقریر حق و باطل آن

اگر مردِ عشقی کمِ خویش گیر / و گر‌نه رهِ عافیت پیش‌ گیر

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۲۳ - حکایت

شکر لب جوانی نی آموختی / که دلها در آتش چو نی سوختی

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۲۴ - حکایت پروانه و صدق محبت او

کسی گفت پروانه را کای حقیر / برو دوستی در خور خویش گیر

سعدیخواندن اثر ←
✒باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه

شبی یاد دارم که چشمم نخفت / شنیدم که پروانه با شمع گفت

سعدیخواندن اثر ←