
سعدی
مشرفالدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» دادهاند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سالهای ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده
دیوان اشعار
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
بوستان
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
مواعظ
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
گلستان
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
رسائل نثر
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
مجالس پنجگانه
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
خبیثات و مجالس الهزل
قال السعدی رحمة الله علیه الزمنی بعض ابناء الملوک ان اصنف لهم کتاباً فی الهزل علی طریق السوزنی، فلم اجبهم، فهدونی بالقتل…
باب چهارم در تواضع
باب چهارم در تواضع
بخش ۱ - سر آغاز
ز خاک آفریدت خداوند پاک / پس ای بنده افتادگی کن چو خاک
بخش ۲ - حکایت در این معنی
یکی قطره باران ز ابری چکید / خجل شد چو پهنای دریا بدید
بخش ۳ - حکایت در معنی نظر مردان در خود به حقارت
جوانی خردمندِ پاکیزهبوم / ز دریا بر آمد به دربندِ روم
بخش ۴ - حکایت بایزید بسطامی
شنیدم که وقتی سحرگاه عید / ز گرمابه آمد برون بایزید
بخش ۵ - حکایت عیسی (ع) و عابد و ناپارسا
شنیدستم از راویان کلام / که در عهد عیسی علیهالسلام
بخش ۶ - حکایت دانشمند
فقیهی کهن جامهٔ تنگدست / در ایوان قاضی به صف بر نشست
بخش ۷ - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه
یکی پادشهزاده در گنجه بود / که دور از تو ناپاک و سرپنجه بود
بخش ۸ - حکایت
شکر خندهای انگبین میفروخت / که دلها ز شیرینیش میبسوخت
بخش ۹ - حکایت در معنی تواضع نیکمردان
شنیدم که فرزانهای حق پرست / گریبان گرفتش یکی رند مست
بخش ۱۰ - حکایت در معنی عزت نفس مردان
سگی پای صحرانشینی گزید / به خشمی که زهرش ز دندان چکید
بخش ۱۱ - حکایت خواجه نیکوکار و بنده نافرمان
بزرگی هنرمند آفاق بود / غلامش نکوهیده اخلاق بود
بخش ۱۲ - حکایت معروف کرخی و مسافر رنجور
کسی راه معروف کرخی بجست / که بنهاد معروفی از سر نخست
بخش ۱۳ - حکایت در معنی سفاهت نااهلان
طمع برد شوخی به صاحبدلی / نبود آن زمان در میان حاصلی
بخش ۱۴ - حکایت
ملک صالح از پادشاهان شام / برون آمدی صبحدم با غلام
بخش ۱۵ - حکایت در محرومی خویشتن بینان
یکی در نجوم اندکی دست داشت / ولی از تکبر سری مست داشت
بخش ۱۶ - حکایت
به خشم از ملک بندهای سربتافت / بفرمود جستن کسش در نیافت
بخش ۱۷ - حکایت در معنی تواضع و نیازمندی
ز ویرانهٔ عارفی ژنده پوش / یکی را نباح سگ آمد به گوش
بخش ۱۸ - حکایت حاتم اصم
گروهی برآنند از اهل سخن / که حاتم اصم بود، باور مکن
بخش ۱۹ - حکایت زاهد تبریزی
عزیزی در اقصای تبریز بود / که همواره بیدار و شب خیز بود
بخش ۲۰ - حکایت در معنی احتمال از دشمن از بهر دوست
یکی را چو سعدی دلی ساده بود / که با ساده رویی در افتاده بود
بخش ۲۱ - حکایتِ لقمانِ حکیم
شنیدم که لقمان سیهفام بود / نه تنپرور و نازکاندام بود
بخش ۲۲ - حکایتِ جُنید و سیرتِ او در تواضع
شنیدم که در دشتِ صنعا جنید / سگی دید برکنده دندانِ صید
بخش ۲۳ - حکایتِ زاهد و بربطزن
یکی بربطی در بغل داشت مست / به شب در سَرِ پارسایی شکست
بخش ۲۴ - حکایتِ صبرِ مردان بر جفا
شنیدم که در خاکِ وَخش از مهان / یکی بود در کنجِ خلوت نهان
بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او
کسی مشکلی برد پیشِ علی / مگر مشکلش را کُند مُنجَلی
بخش ۲۶ - حکایت
گدایی شنیدم که در تنگجای / نهادش عُمَر پای بر پشتِ پای
بخش ۲۷ - حکایت
یکی خوبکردارِ خوشخوی بود / که بدسیرتان را نکوگوی بود
بخش ۲۸ - حکایت ذوالنون مصری
چنین یاد دارم که سقّای نیل / نکرد آب بر مصر سالی سبیل