سعدی
شاعر فارسی

سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده

✒ ۲۰۱۰ اثرزادروز: ۶۱۵ هـ.قدرگذشت: ۶۹۴ هـ.قشیراز
▥←

دیوان اشعار

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱ اثر مستقیم۴ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

بوستان

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۰ اثر مستقیم۱۱ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

مواعظ

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱ اثر مستقیم۸ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

گلستان

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱ اثر مستقیم۸ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

رسائل نثر

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۶ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

مجالس پنجگانه

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۵ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

خبیثات و مجالس الهزل

قال السعدی رحمة الله علیه الزمنی بعض ابناء الملوک ان اصنف لهم کتاباً فی الهزل علی طریق السوزنی، فلم اجبهم، فهدونی بالقتل…

۰ اثر مستقیم۳ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
نمایش در همین صفحه

باب چهارم در تواضع

۰زیرمجموعه۲۸نمایش فعلی
آثار این بخش

باب چهارم در تواضع

✒باب چهارم در تواضع

بخش ۱ - سر آغاز

ز خاک آفریدت خداوند پاک / پس ای بنده افتادگی کن چو خاک

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۲ - حکایت در این معنی

یکی قطره باران ز ابری چکید / خجل شد چو پهنای دریا بدید

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۳ - حکایت در معنی نظر مردان در خود به حقارت

جوانی خردمندِ پاکیزه‌بوم / ز دریا بر آمد به دربندِ روم

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۴ - حکایت بایزید بسطامی

شنیدم که وقتی سحرگاه عید / ز گرمابه آمد برون بایزید

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۵ - حکایت عیسی (ع) و عابد و ناپارسا

شنیدستم از راویان کلام / که در عهد عیسی علیه‌السلام

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۶ - حکایت دانشمند

فقیهی کهن جامهٔ تنگدست / در ایوان قاضی به صف بر نشست

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۷ - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه

یکی پادشه‌زاده در گنجه بود / که دور از تو ناپاک و سرپنجه بود

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۸ - حکایت

شکر خنده‌ای انگبین می‌فروخت / که دلها ز شیرینیش می‌بسوخت

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۹ - حکایت در معنی تواضع نیکمردان

شنیدم که فرزانه‌ای حق پرست / گریبان گرفتش یکی رند مست

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۱۰ - حکایت در معنی عزت نفس مردان

سگی پای صحرانشینی گزید / به خشمی که زهرش ز دندان چکید

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۱۱ - حکایت خواجه نیکوکار و بنده نافرمان

بزرگی هنرمند آفاق بود / غلامش نکوهیده اخلاق بود

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۱۲ - حکایت معروف کرخی و مسافر رنجور

کسی راه معروف کرخی بجست / که بنهاد معروفی از سر نخست

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۱۳ - حکایت در معنی سفاهت نااهلان

طمع برد شوخی به صاحبدلی / نبود آن زمان در میان حاصلی

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۱۴ - حکایت

ملک صالح از پادشاهان شام / برون آمدی صبحدم با غلام

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۱۵ - حکایت در محرومی خویشتن بینان

یکی در نجوم اندکی دست داشت / ولی از تکبر سری مست داشت

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۱۶ - حکایت

به خشم از ملک بنده‌ای سربتافت / بفرمود جستن کسش در نیافت

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۱۷ - حکایت در معنی تواضع و نیازمندی

ز ویرانهٔ عارفی ژنده پوش / یکی را نباح سگ آمد به گوش

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۱۸ - حکایت حاتم اصم

گروهی برآنند از اهل سخن / که حاتم اصم بود، باور مکن

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۱۹ - حکایت زاهد تبریزی

عزیزی در اقصای تبریز بود / که همواره بیدار و شب خیز بود

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۲۰ - حکایت در معنی احتمال از دشمن از بهر دوست

یکی را چو سعدی دلی ساده بود / که با ساده رویی در افتاده بود

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۲۱ - حکایتِ لقمانِ حکیم

شنیدم که لقمان سیه‌فام بود / نه تن‌پرور و نازک‌اندام بود

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۲۲ - حکایتِ جُنید و سیرتِ او در تواضع

شنیدم که در دشتِ صنعا جنید / سگی دید برکنده دندانِ صید

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۲۳ - حکایتِ زاهد و بربط‌زن

یکی بربطی در بغل داشت مست / به شب در سَرِ پارسایی شکست

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۲۴ - حکایتِ صبرِ مردان بر جفا

شنیدم که در خاکِ وَخش از مهان / یکی بود در کنجِ خلوت نهان

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او

کسی مشکلی برد پیشِ علی / مگر مشکلش را کُند مُنجَلی

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۲۶ - حکایت

گدایی شنیدم که در تنگ‌جای / نهادش عُمَر پای بر پشتِ پای

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۲۷ - حکایت

یکی خوب‌کردارِ خوش‌خوی بود / که بد‌سیرتان را نکو‌گوی بود

سعدیخواندن اثر ←
✒باب چهارم در تواضع

بخش ۲۸ - حکایت ذوالنون مصری

چنین یاد دارم که سقّای نیل / نکرد آب بر مصر سالی سبیل

سعدیخواندن اثر ←