سعدی
شاعر فارسی

سعدی

مشرف‌الدین مصلح بن عبدالله شیرازی شاعر و نویسندهٔ بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. اهل ادب به وی لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجل» و حتی به طور مطلق، «استاد» داده‌اند. تخلص او «سعدی» است که از نام اتابک مظفرالدین سعد پسر ابوبکر پسر سعد پسر زنگی گرفته شده است. او احتمالاً بین سال‌های ۶۰۰ تا ۶۱۵ هجری قمری زاده شده

✒ ۲۰۱۰ اثرزادروز: ۶۱۵ هـ.قدرگذشت: ۶۹۴ هـ.قشیراز
▥←

دیوان اشعار

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱ اثر مستقیم۴ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

بوستان

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۰ اثر مستقیم۱۱ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

مواعظ

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱ اثر مستقیم۸ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

گلستان

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱ اثر مستقیم۸ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

رسائل نثر

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۶ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

مجالس پنجگانه

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۵ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

خبیثات و مجالس الهزل

قال السعدی رحمة الله علیه الزمنی بعض ابناء الملوک ان اصنف لهم کتاباً فی الهزل علی طریق السوزنی، فلم اجبهم، فهدونی بالقتل…

۰ اثر مستقیم۳ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
نمایش در همین صفحه

باب ششم در قناعت

۰زیرمجموعه۱۵نمایش فعلی
آثار این بخش

باب ششم در قناعت

✒باب ششم در قناعت

بخش ۱ - سر آغاز

خدا را ندانست و طاعت نکرد / که بر بخت و روزی قناعت نکرد

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۲ - حکایت

مرا حاجیی شانهٔ عاج داد / که رحمت بر اخلاق حجاج باد

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۳ - حکایت

یکی پر طمع پیش خوارزمشاه / شنیدم که شد بامدادی پگاه

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۴ - حکایت

یکی را تب آمد ز صاحبدلان / کسی گفت شِکَّر بخواه از فلان

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۵ - حکایت در مذلت بسیار خوردن

چه آوردم از بصره دانی عجب / حدیثی که شیرین تر است از رطب

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۶ - حکایت

شکم صوفیی را زبون کرد و فرج / دو دینار بر هر دوان کرد خرج

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۷ - حکایت در عزت قناعت

یکی نیشکر داشت بر طَبقَری / چپ و راست گردیده بر مشتری

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۸ - حکایت

یکی را ز مردان روشن ضمیر / امیر ختن داد طاقی حریر

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۹ - حکایت

یکی نان‌خورش جز پیازی نداشت / چو دیگر کسان برگ و سازی نداشت

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۱۰ - حکایت

یکی گربه در خانهٔ زال بود / که برگشته ایام و بدحال بود

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۱۱ - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت

یکی طفل دندان برآورده بود / پدر سر به فکرت فرو برده بود

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۱۲ - حکایت

شنیدم که صاحبدلی نیکمرد / یکی خانه بر قامت خویش کرد

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۱۳ - حکایت

یکی سلطنت ران صاحب شکوه / فرو خواست رفت آفتابش به کوه

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۱۴ - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی

کمال است در نفس مرد کریم / گرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟

سعدیخواندن اثر ←
✒باب ششم در قناعت

بخش ۱۵ - حکایت در معنی آسانی پس از دشواری

شنیدم ز پیران شیرین سخن / که بود اندر این شهر پیری کهن

سعدیخواندن اثر ←