✦❖رهی معیری
شاعر فارسی

رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)

✒ ۲۴۹ اثرزادروز: ۱۳۲۷ هـ.قدرگذشت: ۱۳۸۸ هـ.قتهران
▥←

غزلها - جلد اول

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۲۴ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

غزلها - جلد دوم

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۲۴ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

غزلها - جلد سوم

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۲۲ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

غزلها - جلد چهارم

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۲۵ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

چند تغزل

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۵ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

چند قطعه

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۵۳ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

رباعیها

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱۹ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

منظومه‌ها

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۹ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

ابیات پراکنده

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱۶ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

ترانه‌ها و نغمه‌ها

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۵۲ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
نمایش در همین صفحه

چند قطعه

۰زیرمجموعه۳۰نمایش فعلی
آثار این بخش

چند قطعه

۳۰ مورد نخست نمایش داده شده؛ برای ادامه وارد صفحه کامل این دسته شوید.
✒چند قطعه

قطعهٔ ۱ - نیروی اشک

عزم وداع کرد جوانی به روستای / در تیره شامی از بر خورشید طلعتی

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۲ - نابینا و ستمگر

فقیر کوری با گیتی‌آفرین می‌گفت / که ای ز وصف تو الکن زبان تحسینم

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۳ - دشمن و دوست

دیگران از صدمه اعدا همی‌نالند و من / از جفای دوستان گریم چو ابر بهمنی

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۴ - شاخک شمعدانی

تو ای بی‌بها شاخک شمعدانی / که بر زلف معشوق من جا گرفتی

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۵ - ابنای روزگار

یاری از ناکسان امید مدار / ای که با خوی زشت یار نه‌ای

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۶ - موی سپید

رهی به گونه چون لاله برگ غره مباش / که روزگارش چون شنبلید گرداند

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۷ - سرنوشت

اعرابی‌ای به دجله کنار از قضای چرخ / روزی به نیستانی شد ره‌سپر همی

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۸ - پاداش نیکی

من نگویم ترک آیین مروت کن ولی / این فضیلت با تو خلق سفله را دشمن کند

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۹ - رازداری

خویشتن‌داری و خموشی را / هوشمندان حصار جان دانند

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۱۰ - همت مردانه

در دام حادثات ز کس یاوری مجوی / بگشا گره به همت مشکل‌گشای خویش

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۱۱ - کالای بی‌بها

سراینده‌ای پیش داننده‌ای / فغان کرد از جور خونخواره دزد

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۱۲ - راز خوشدلی

حادثات فلکی چون نه به دست من و توست / رنجه از غم چه کنی جان و تن خویشتنا؟

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۱۳ - سخن‌پرداز

آن نواساز نوآیین چو شود نغمه‌سرای / سرخوش از ناله مستانه کند جان مرا

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۱۴ - پاس ادب

پاس ادب، به حد کفایت نگاه دار / خواهی اگر ز بی‌ادبان یابی ایمنی

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۱۵ - مایه رفعت

اگر ز هر خس و خاری فراکشی دامن / بهار عیش ترا آفت خزان نرسد

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۱۶ - سایه اندوه

هرچه کمتر شود فروغ حیات / رنج را جان‌گدازتر بینی

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۱۷ - راز خوشدلی

حادثات فلکی، چون نه به دست من و تست / رنجه از غم چه کنی، جان و تن خویشتنا؟

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۱۸ - سخن پرداز

آن نواساز نوآیین، چو شود نغمه‌سرای / سرخوش از ناله مستانه کند، جان مرا

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۱۹ - مطایبه (طبیب و بیطار)

عمری از جور چرخ مینارنگ / رنجه بودم، ز رنج بیماری

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۲۰ - حق رأی

جان بابا، هرشب این دیوانه‌دل / با من شوریده‌سر در گفت‌وگوست

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۲۱ - لاله کوهی

سحر به دامن کهسار، لاله گفت به سنگ / ز رنگ و بوی جوانی، چه بود حاصل ما؟

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۲۲ - فتنه آذربایجان

فغان که آتش کین آشیانِ ما را سوخت / به غیر ناله نخیزد نوایی از دهنی

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۲۳ - سوارکاران

آن شنیدستم که در میدان «کورس» / بانوان چابک‌سواری می‌کنند

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۲۴ - پند پیرانه

دوش چشمت به خواب غفلت بود / غافل از خویشتن، چو دوش مباش

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۲۵ - چشم فیروزه‌گون

ثریای فیروزه‌گون چشم من / که چون آسمان پاس دل‌ها نداشت

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۲۶ - دلدادگان من (اقتباس از ترانه‌های بیلیتس)

چون که دلدادهٔ نخستم، دید / ریخت در پای من، به دست امید

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۲۷ - آتش

بی‌تو ای گل، در این شام تاری / دامنم پرگل از اشک و خون است

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۲۸ - دخترک لاله‌فروش

آن لاله‌نام لاله‌فروش، از دو زلف خود / بر ماه و زهره غالیه‌پوشی کند همی

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۲۹ - زاده آزاده

بهر تو این خجسته‌کتاب آورد نشاط / چون یار مهربان که به دلداده می‌رسد

رهی معیریخواندن اثر ←
✒چند قطعه

قطعهٔ ۳۰ - نگاه سخن گو

گفتم: این چشم جاودانه تو / با که اسرار خویشتن گوید؟

رهی معیریخواندن اثر ←