
هلالی جغتایی
بدرالدین هلالی استرآبادی از بزرگترین شاعران اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم بوده است که اصالتاً از ترکان جغتایی است. او در هرات متولد شده است و از ملازمان امیر علیشیر نوایی بوده است. شهرت او در غزل است و مثنویهای شاه و درویش (شاه و گدا)، صفاتالعاشقین و لیلی و مجنون او نیز معروف است. امیر عبیدالله خان ازبک او را به جهت ک
غزلیات
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
قصاید
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
قطعات
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
رباعیات
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
شاه و درویش
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
صفات العاشقین
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
رباعیات
رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱
باز آی، که از جان اثری نیست مرا / مدهوشم و از خود خبری نیست مرا
رباعی شمارهٔ ۲
یاران کهن، که بنده بودم همه را / در بند جفای خود شنودم همه را
رباعی شمارهٔ ۳
آیینهٔ نورست رخ یار امشب / ای مه، بنشین در پس دیوار امشب
رباعی شمارهٔ ۴
شد ماه من آن شمع شبافروز امشب / گو چرخ و فلک ز رشک میسوز امشب
رباعی شمارهٔ ۵
گر دل برود من نروم از نظرت / ور جان بدهم، خاک شوم در گذرت
رباعی شمارهٔ ۶
ای سیمذقن، این چه دهان و چه لبست؟ / این خال چه خال و این چه زلف عجبست؟
رباعی شمارهٔ ۷
از بس که مرا دولت بیدار کمست / گفتن نتوان که تا چه مقدار کمست
رباعی شمارهٔ ۸
در عالم بیوفا کسی خرم نیست / شادی و نشاط در بنیآدم نیست
رباعی شمارهٔ ۹
غم دارم و غمگسار میباید و نیست / در دست من آن نگار میباید و نیست
رباعی شمارهٔ ۱۰
امروز مرا غیر پریشانی نیست / در مشکل من امید آسانی نیست
رباعی شمارهٔ ۱۱
روز و شب من به گفتگوی تو گذشت / سال و مه من به جستجوی تو گذشت
رباعی شمارهٔ ۱۲
آنی که تمام از نمکت ریختهاند / ذرات وجودت ز نمک بیختهاند
رباعی شمارهٔ ۱۳
چون صورت زیبای تو انگیختهاند / صد حسن و ملاحت به هم آمیختهاند
رباعی شمارهٔ ۱۴
هر کس که می عشق به جامش کردند / از دردی درد تلخکامش کردند
رباعی شمارهٔ ۱۵
تا کی دلت از چرخ حزین خواهد بود؟ / با محنت و درد همنشین خواهد بود
رباعی شمارهٔ ۱۶
دیدم که یکی دو دسته از سنبل تر / بر بسته و خوش نهاده در پیش نظر
رباعی شمارهٔ ۱۷
یار آمد و یار دلنواز آمد باز / بهر دل خسته چارهساز آمد باز
رباعی شمارهٔ ۱۸
دردا که اسیر ننگ و نامیم هنوز / در گفت و شنید خاص و عامیم هنوز
رباعی شمارهٔ ۱۹
بی روی توام هست ملالی که مپرس / وز زندگی خود انفعالی که مپرس
رباعی شمارهٔ ۲۰
امروز ز حد میگذرد سوز فراق / وین شعلهٔ آهِ آتشافروز فراق
رباعی شمارهٔ ۲۱
در عشق نکویان چه فراق و چه وصال؟ / بدحالی عاشقان بود در همه حال
رباعی شمارهٔ ۲۲
من باده به مردم خردمند خورم / یا از کف خوبان شکرخند خورم
رباعی شمارهٔ ۲۳
از درد دل خود به فغانم چه کنم؟ / وز زندگی خویش به جانم چه کنم؟
رباعی شمارهٔ ۲۴
نی از تو حیات جاودان میخواهم / نی عیش و تنعم جهان میخواهم
رباعی شمارهٔ ۲۵
تا چشم تو عشوهساز خواهد بودن / صد دلشده عشقباز خواهد بودن
رباعی شمارهٔ ۲۶
ای همنفس چند، که یارید به من / عاشق شدهام، مرا گذارید به من
رباعی شمارهٔ ۲۷
کس نیست انیس دل غمپرور من / تا پاک کند اشک ز چشم تر من
رباعی شمارهٔ ۲۸
مسکینم و کوی عاشقی منزل من / مسکین من و دیگر دل بیحاصل من
رباعی شمارهٔ ۲۹
دور از تو صبوری نتواند دل من / وصل تو حیات خویش داند دل من
رباعی شمارهٔ ۳۰
سبحانالله! چه شکل موزونست این؟ / از هرچه گمان برند افزونست این