✦❖امیر معزی
شاعر فارسی

امیر معزی

امیرالشعراء ابوعبداﷲ محمد معزی نیشابوری فرزند امیرالشعراء عبدالملک برهانی نیشابوری از شاعران دربار الب ارسلان بود. او خود برای نظامی عروضی از پدرش سخن رانده است که «پدر من امیرالشعراء برهانی رحمه اﷲ در اول دولت ملکشاه به شهر قزوین از عالم فنا به دار بقا تحویل کرد و در آن قطعه -که سخت معروف است- مرا به سلطان ملکشاه سپ

✒ ۷۴۴ اثرزادروز: ۴۶۰ هـ.قدرگذشت: ۵۲۱ هـ.قنیشابور
نمایش در همین صفحه

غزلیات

۰زیرمجموعه۳۰نمایش فعلی
آثار این بخش

غزلیات

۳۰ مورد نخست نمایش داده شده؛ برای ادامه وارد صفحه کامل این دسته شوید.
✒غزلیات

شمارهٔ ۱

بیار آن چه دلِ ما به یکدگر کَشَدا / به ‌سر کش آن چه بلا و اَلَم به سر کشدا

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۲

ماهرویا ز غم عشق نگه دار مرا / مگذر از بیعت دیرینه و مگذار مرا

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۳

موی چون غالیه و روی چو دیباست تو را / عقده از غالیه بر دیبا زیباست تو را

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۴

شب نماید در صفت زلفین آن بت روی را / مه نماید در صفت رخسار آن دلجوی را

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۵

ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاست / که عشق و فوطه و پیری بهم نیاید راست

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۶

حلقه‌های زلف جانان تا سراندر سرزده است / دل ز من بگریخته است و زیر زلف او شده است

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۷

مرا نگارا با روی تو چه جای غم است / که چون تو یار ز خوبان روزگار کم است

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۸

خطّی است‌ که بر عارض آن ماه تنیده‌ست / یا دست فلک غالیه بر ماه‌ کشیده‌ست

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۹

گر تو پنداری که رازم بی‌تو پیدا نیست هست / یا دلم مشتاق آن رخسار زیبا نیست هست

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۱۰

ای روی تو رخشنده‌تر از قبلهٔ زردشت / بی‌روی تو چون زلف تو گوژست مرا پشت

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۱۱

از پس پنجاه سال عشق به ما چون فتاد / از بر ما رفته بود روی به ما چون نهاد

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۱۲

امروز بت من سر پیکار ندارد / جز دوستی و عذر و لَطَف‌ کار ندارد

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۱۳

امروز بتم تیغ جفا آخته دارد / خون دلم از دیده برون تاخته دارد

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۱۴

مرا گذر به‌سوی کوی یار باید کرد / زدیده بر سرکویش نثار باید کرد

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۱۵

مشک نقاب قمر خویش ‌کرد / سیم‌ حجاب حجر خویش کرد

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۱۶

ترکی ‌که همی بر سمن از مشک نشان ‌کرد / یک باره سمن برگ به شمشاد نهان‌کرد

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۱۷

سرو روان چو کوه به کردار ماه کرد / خط آمد وکنارهٔ ماهش سیاه کرد

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۱۸

بنده بودن تورا سزا باشد / چون تو اندر جهان کجا باشد

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۱۹

رفت یار و غمی ز یار بماند / جان زغم زار و تن نزار بماند

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۲۰

عشق یارم هر زمانی منزل اندر دل کند / تا به زیر حلقهٔ زلفش دلم منزل‌کند

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۲۱

دام که بر لاله و عنبر نهند / از پی صید دل غمخور نهند

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۲۲

جز تو مرا یار و غمگسار نشاید / بی تو مرا جاودان بهشت نباید

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۲۳

سر بر خط عشق تو نهادیم دگربار / در دام بلای تو فتادیم دگربار

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۲۴

آن شب که مرا بودی وصل تو به‌ کف بر / با دوست نشستم به سرکوی لَطَف بر

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۲۵

دی نگاری دیدم اندر راه چون بدر منیر / کز برون‌ گل بود و مشک و از درون می بود و شیر

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۲۶

آن زلف نگر بر آن بر و دوش / وان خط سیه بر آن بناگوش

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۲۷

ای کژدم زلف تو زده بر دل من نیش / وز ضربت آن نیش دل نازک من ریش

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۲۸

ای داده روی خوب تو خورشید را نظام / ای‌گشته عالمی به سر زلف تو غلام

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۲۹

خبرت هست که در آرزوی روی توام / وز غم و فرقت تو تافته چون موی توام

امیر معزیخواندن اثر ←
✒غزلیات

شمارهٔ ۳۰

بس‌که من دل را به‌دام عشق خوبان بسته‌ام / از نشاط روی ایشان توبه‌ها بشکسته‌ام

امیر معزیخواندن اثر ←