✦❖ایرج میرزا
شاعر فارسی

ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌

✒ ۲۲۶ اثرزادروز: ۱۲۹۰ هـ.قدرگذشت: ۱۳۴۴ هـ.قتبریز
▥←

قصیده‌ها

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۳۶ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

غزل‌ها

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱۶ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

مثنوی‌ها

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۳۷ اثر مستقیم۲ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

قطعه‌ها

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۸۹ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

رباعی‌ها

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۷ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

مربّع ترکیب

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۲ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

قالب‌های نو

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۲ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

ابیات پراکنده

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۱۷ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
▥←

اشعار دیگر

مشاهده آثار و زیرمجموعه‌های این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.

۵ اثر مستقیم۰ زیرمجموعه
نمایش جزئیات همین‌جا ←
نمایش در همین صفحه

غزل‌ها

۰زیرمجموعه۱۶نمایش فعلی
آثار این بخش

غزل‌ها

✒غزل‌ها

شمارهٔ ۱

قمر آن نیست که عاشق بَرَد از یاد او را / یادش آن گُل که نه از کف ببَرَد باد او را

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۲

روزگار آسوده دارد، مردم آزاده را / زحمتِ سِندان نمی‌آید درِ بگشاده را

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۳

خرِ عیسی است که از هر هنری باخبر است / هر خری را نتوان گفت که صاحب هنر است

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۴

خواهم که دهم جان به تو، میلِ دلم این‌ست / ترسم که پسندت نشود، مشکلم این‌ست

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۵

طرب افسرده کند دل، چو ز حدّ در گذرد / آبِ حیوان بکُشَد نیز، چو از سر گذرد

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۶

نشسته بودم و دیدم ز در بشیر آمد / که «خیز و جان و دل آماده کن، امیر آمد»

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۷

شکر خدا را که بخت هادیم آمد / نامه‌ای از حاج شیخ هادیم آمد

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۸

چون خورم می، در سرم سودایِ یار آید پدید / راست باشد این مثل کز کار، کار آید پدید

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۹

یاد کردند مرا باز به گلدانِ دگر / گلبنانِ دگر از طرفِ گلستانِ دگر

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۱۰

به دست جام شراب و به گوش نغمۀ ساز / شبی خوش‌ست، خدایا دراز باد دراز!

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۱۱

تا بر سر است سایهٔ شهزاده ایرجم / گویی مگر به تاج فریدون مُتَوَّجَم

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۱۲

پیرم و آرزویِ وصلِ جوانان دارم / خانه ویران بوَد و حسرتِ مهمان دارم

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۱۳

ز یاران آن قَدر بد دیده‌ام کز یار می‌ترسم / به بیکاری چنان خو کرده‌ام کز کار می‌ترسم

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۱۴

ما خریدیم به جان عشق تو نی با زر و سیم / به زر و سیم خَرَد عشقِ بتان مردِ لئیم

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۱۵

آزرده‌ام از آن بُتِ بسیار ناز کُن / پا از گلیمِ خویش فزون‌تر دراز کُن

ایرج میرزاخواندن اثر ←
✒غزل‌ها

شمارهٔ ۱۶

باز روز آمد به پایان، شامِ دلگیر است و من / تا سحر سودایِ آن زلفِ چو زنجیر است و من

ایرج میرزاخواندن اثر ←