
حافظ
خواجه شمسالدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسانالغیب» غزلسرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوقالعادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمسالدین) و خاستگاه وی و سالهای عمر او اختلاف نظر وجود دارد.
غزلیات
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
قطعات
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
رباعیات
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
قصاید
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
اشعار منتسب
در این بخش برخی اشعار منتسب به حافظ که در تصحیح قزوینی/غنی نیامدهاند گردآوری شدهاند.
غزلیات
غزلیات
غزل شمارهٔ ۱
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأساً و ناوِلْها / که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
غزل شمارهٔ ۲
صلاحِ کار کجا و منِ خراب کجا؟ / ببین تفاوتِ رَه کز کجاست تا به کجا
غزل شمارهٔ ۳
اگر آن تُرکِ شیرازی به دست آرَد دلِ ما را / به خال هِندویَش بَخشَم سَمَرقند و بُخارا را
غزل شمارهٔ ۴
صبا به لُطف بگو آن غزالِ رَعنا را / که سَر به کوه و بیابان تو دادهای ما را
غزل شمارهٔ ۵
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را / دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
غزل شمارهٔ ۶
به مُلازِمانِ سلطان، که رساند این دعا را؟ / که به شُکرِ پادشاهی، زِ نظر مَران گدا را
غزل شمارهٔ ۷
صوفی بیا که آیِنِه، صافیست جام را / تا بِنگَری صَفایِ مِیِ لَعلفام را
غزل شمارهٔ ۸
ساقیا برخیز و دَردِه جام را / خاک بر سر کن غمِ ایّام را
غزل شمارهٔ ۹
رونق عهد شباب است دگر بُستان را / میرسد مژدهٔ گل بلبل خوشالحان را
غزل شمارهٔ ۱۰
دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما / چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟
غزل شمارهٔ ۱۱
ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما / مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
غزل شمارهٔ ۱۲
ای فروغِ ماهِ حُسن، از روی رخشان شما / آبِروی خوبی از چاه زَنَخدان شما
غزل شمارهٔ ۱۳
میدمد صبح و کِلِّه بست سحاب / الصَبوح الصَبوح یا اصحاب
غزل شمارهٔ ۱۴
گفتم ای سلطانِ خوبان رحم کن بر این غریب / گفت در دنبالِ دل، رَه گُم کُنَد مسکین غریب
غزل شمارهٔ ۱۵
ای شاهد قدسی، کِه کَشَد بند نقابت؟ / وی مرغ بهشتی، که دهد دانه و آبت؟
غزل شمارهٔ ۱۶
خَمی که ابرویِ شوخِ تو در کمان انداخت / به قصد جانِ منِ زارِ ناتوان انداخت
غزل شمارهٔ ۱۷
سینه از آتش دل، در غمِ جانانه بسوخت / آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت
غزل شمارهٔ ۱۸
ساقیا آمدنِ عید مبارک بادت / وان مَواعید که کردی مَرَوَد از یادت
غزل شمارهٔ ۱۹
ای نسیمِ سحر آرامگَهِ یار کجاست؟ / منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟
غزل شمارهٔ ۲۰
روزه یکسو شد و عید آمد و دلها برخاست / می ز خُمخانه بهجوش آمد و می باید خواست
غزل شمارهٔ ۲۱
دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست / گفت با ما منشین، کز تو سلامت برخاست
غزل شمارهٔ ۲۲
چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست / سخنشناس نهای، جان من! خطا این جاست
غزل شمارهٔ ۲۳
خیالِ رویِ تو در هر طریق همرهِ ماست / نسیمِ مویِ تو، پیوندِ جانِ آگهِ ماست
غزل شمارهٔ ۲۴
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست / که به پیمانهکشی شهره شدم روز الست
غزل شمارهٔ ۲۵
شکفته شد گل حَمرا و گشت بلبل مست / صَلایِ سرخوشی، ای صوفیانِ باده پرست
غزل شمارهٔ ۲۶
زلفآشفته و خِویکرده و خندانلب و مست / پیرهنچاک و غزلخوان و صُراحی در دست
غزل شمارهٔ ۲۷
در دیرِ مغان آمد، یارم قدحی در دست / مست از می و میخواران از نرگسِ مستش مست
غزل شمارهٔ ۲۸
به جانِ خواجه و حقِ قدیم و عهدِ درست / که مونسِ دمِ صبحم، دعایِ دولتِ توست
غزل شمارهٔ ۲۹
ما را زِ خیالِ تو چه پروایِ شراب است؟ / خُم گو سر خود گیر، که خُمخانه خراب است
غزل شمارهٔ ۳۰
زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست / راه هزار چارهگر از چارسو ببست