
ابن یمین
امیر فخرالدین محمود بن امیر یمینالدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعهسرای ایرانی است. پدرش امیر یمینالدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده میزیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً
رباعیات
رباعیات
شمارهٔ ۱
ای دل همه حاجتی روا باد ترا / لیکن ز من این مژده ترا باد ترا
شمارهٔ ۲
ای تازه تر از برگ سمن روی ترا / صد عاشق شیداست بهر کوی ترا
شمارهٔ ۳
آئینه جان تیره اگر نیست ترا / پس بهر چه بر دوست نظر نیست ترا
شمارهٔ ۴
از خرد و بزرگ هر که دیدهست مرا / بر مردم چشم خود گزیدهست مرا
شمارهٔ ۵
ای حاصل عمرم از تو بدنامیها / در کام دل من از تو ناکامیها
شمارهٔ ۶
ایزد بوجود از عدم آباد مرا / آورد و هر آنچ بایدم داد مرا
شمارهٔ ۷
آنخواجه که سروریست بر خلق او را / هست اطلس آسمان کم از دلق او را
شمارهٔ ۸
ای ساقی گلرخ بیار آن آب آتش فام را / غائب مدار از دست می در بزم خسرو جام را
شمارهٔ ۹
گر کار بکام آرزو نیست مرا / میل طلبش بهیچ رو نیست مرا
شمارهٔ ۱۰
دل باز بسوداش در انداخت مرا / و اندر کف صد شور و شر انداخت مرا
شمارهٔ ۱۱
خوش نیست دل خسته ریش از تو جدا / هستیم نه بر مراد خویش از تو جدا
شمارهٔ ۱۲
گل را بسحر نظر ربا کرد صبا / واراست و سوی چمن آورد صبا
شمارهٔ ۱۳
تا بر تن آزرده تب افتاد مرا / یکروز نکرد هیچکس یاد مرا
شمارهٔ ۱۴
یا رب ز خرد مدار محروم مرا / میدار بنام نیک موسوم مرا
شمارهٔ ۱۵
در وی زده ایم دست او داند و ما / وز جام وییم مست او داند و ما
شمارهٔ ۱۶
نائی که جمال دلستانست او را / لبها چو عقیق در فشانست او را
شمارهٔ ۱۷
گفتم صنما غم رهی نیست ترا / وز درد درونم آگهی نیست ترا
شمارهٔ ۱۸
حسنت که بر او روح نظر داشت مرا / دائم لب و دیده خشک و تر داشت مرا
شمارهٔ ۱۹
گل دید صفای آنرخ نیکو را / از غصه درید گر ته صد تو را
شمارهٔ ۲۰
دلدار همیگفت من محزون را / کآخر چه دواکنی دل پرخون را
شمارهٔ ۲۱
خاتون جهان جهانملک خاتون را / آن کیسه فشان سیم و زر قانون را
شمارهٔ ۲۲
برخیز اگر دسترسی هست ترا / میدان بیقین که نیست پیوست ترا
شمارهٔ ۲۳
در فتنه این و آن میفکن خود را / در بیم و بلای جان میفکن خود را
شمارهٔ ۲۴
دل شد سیه از سپیدی برف مرا / در ده می لعل ساغری ژرف مرا
شمارهٔ ۲۵
گر قصد کند بصد ضرر روی مرا / ور بسته بر آرد بسر کوی مرا
شمارهٔ ۲۶
من بنده نکو شناسم احوال ترا / جودی نبود ترا و امثال ترا
شمارهٔ ۲۷
دارم هوس لعل تو ایدر خوشاب / بشتاب تو هم که میکند عمر شتاب
شمارهٔ ۲۸
کردی دلم ایماه دل افروز کباب / خواهی ز دل سوخته هر روز کباب
شمارهٔ ۲۹
بر خاک فتاده رند کی مست و خراب / خونابه فشان ز آتش غم همچو کباب
شمارهٔ ۳۰
معشوقه چو بامداد برخاست ز خواب / یک نیمه نمود رح ز پیروزه نفاب