
ابن یمین
امیر فخرالدین محمود بن امیر یمینالدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعهسرای ایرانی است. پدرش امیر یمینالدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده میزیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً
معمیات
معمیات
شمارهٔ ۱ - چیستان
چار حرفست نام آن دلبر / که درش قبله ایست مردم را
شمارهٔ ۲ - ایضاً
سه عیار قهار غارتگر اند / کند میلشان هر کجا زیرکی است
شمارهٔ ۳ - ایضاً
از تو پرسم لغزی فکرت اخراجش کن / ایکه در مسند دانش چو تو دیگر ننشست
شمارهٔ ۴ - ایضاً
چار حرفست نام انک سپهر / رای او را بجان متابع گشت
شمارهٔ ۵ - ایضاً
چیست آن گوهر شهوار میان پر زر و سیم / سیم و زر هر دو درو آب و بهم ناممزوج
شمارهٔ ۶ - ایضاً
پیکری بیگناه را دیدم / چو گنهکار در جحیم افتاد
شمارهٔ ۷ - ایضاً
چیست آن آسیا که گردش او / نه ز آبست و نه ز جنبش باد
شمارهٔ ۸ - ایضاً
مشکلی آمدست در پیشم / عالمی کو که حل تواند کرد
شمارهٔ ۹ - ایضاً
آن چیست که چون ابروی جانان باشد / قلب وی و مستویش یکسان باشد
شمارهٔ ۱۰ - ایضاً
چیست نامی که مستوی خوانیش / از عبارات تازیان باشد
شمارهٔ ۱۱ - ایضاً
پرسم لغزی ای شده فاش از تو هنر / فکری کن و جهدی کن و بیرون آور
شمارهٔ ۱۲ - چیستان
چیست آن دریا که دارد بر سر آتش قرار / آتش اندر زیر و آبش تیز تاب و شعله وار
شمارهٔ ۱۳ - ایضاً
آمد بر من خادمکی همچو دو پیکر / ز آهن زده بر خود گرهی سخت میانش
شمارهٔ ۱۴ - ایضاً
چیست آنجنس کو بجنبش طبع / از بلندی کشش کند بمغاک
شمارهٔ ۱۵ - ایضاً له
چیست آن پیکر پری کردار / گاه مینا برنگ و گه مرجان