
ابن یمین
امیر فخرالدین محمود بن امیر یمینالدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعهسرای ایرانی است. پدرش امیر یمینالدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده میزیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً
اشعار عربی
اشعار عربی
شمارهٔ ١
کالصبح أتانی رسولک فانجلی / لیل الهموم و ذاک فال ناطق
شمارهٔ ٢ - ترجمه
همچو صبح آمد رسولت پیش من پس باز شد / ظلمت اندیشه ها، زینحال فالی ناطق است
شمارهٔ ٣ - ایضاً
ثلاث هن فی البطیخ فضل / و فی الانسان منقصه و ذله
شمارهٔ ۴ - ترجمه
سه وصف آن ستودست در خربزه / که در آدمی باشد آن علتی
شمارهٔ ۵ - ایضاً
و ان امرء لاقی الهوان بارضه / فاصبح عنها راحلا للبیب
شمارهٔ ۶ - ترجمه
در شهر خویش هرکه مذلت همیکشد / گر غربت اختیار کند خوانمش لبیب
شمارهٔ ٧ - ایضاً
یقولون فی البستان للعین لذه / و فی الخمر و الماء الذی غیر آسن
شمارهٔ ٨ - ترجمه
می در میان سفره و گل بر کنار آب / گویند بهر دیده و دل داروئی نکوست
شمارهٔ ٩ - ایضاً
لعمرک ما کل الرجاء لصادق / و لا کل من یخشی الأمر لواقع
شمارهٔ ١٠ - ترجمه
بدوستی که نیاید امیدها همه راست / نه هر چه نیز بترسند از آن شود واقع
شمارهٔ ١١ - ایضاً
أیها الناس أفشئو السلام / و أطعموا الطعام و صلوا الأرحام
شمارهٔ ١٢ - ترجمه
در بذل طعام کوش و افشای سلام / شبها بنماز کوش و الناس ینام
شمارهٔ ١٣ - ایضاً
و ذی سفه یواجهنی بجهل / فاکره أن أکون له مجیبا
شمارهٔ ١۴ - ترجمه
با من سفیه کرد سفاهت ز جهل خویش / مکروهم آمد آنکه مر او را شوم مجیب
شمارهٔ ١۵ - ایضاً
اذا هبت ریاحک فاغتنمها / فان لکل عاصفه سکون
شمارهٔ ١۶ - ترجمه
چون جست باد دولت تو مغتنم شمار / زیرا که هست عاصفه را بیگمان سکون
شمارهٔ ١٧ - ایضاً
اذا جادت الدنیا علیک فجد بها / علی الناس طرا أنها ینقلب
شمارهٔ ١٨ - ترجمه
چو دنیا کند با تو بخشش تو نیز / ببخشش که گردان بود روزگار
شمارهٔ ١٩ - ایضاً
ولم أدخل الحمام من أجل زینه / فکیف و نار الشوق بین جوارحی
شمارهٔ ٢٠ - ترجمه
مرا گریه چشم کافی چو نیست / در اندوه لعل مرصع به یشم
شمارهٔ ٢١ - ایضاً
تقوس بعد بعد الدهر ظهری / و داستنی اللیالی ای دوس
شمارهٔ ٢٢ - ترجمه
کمانآسا شد این قد چو تیرم / ز بس کز صدمت دهرم رسد کوب
شمارهٔ ٢٣ - ایضاً
احل العراقی النبید و شربه / و قال الحرامان المدامه و السکر
شمارهٔ ٢۴ - ترجمه
حلال داشت عراقی نبید و شربش را / ولیک کفت حرامست باده و مستی
شمارهٔ ٢۵ - ایضاً
لا تودع السر الا عندذی کرم / و السر عند کرام الناس مکتوم
شمارهٔ ٢۶ - ترجمه
نزد کریم راز ودیعت اگر نهی / نزد کرام خلق بود راز سر بمهر
شمارهٔ ٢٧ - ایضاً
شیئان یغجر ذوالرصاصه عنهما / رأی النساء و امر الصبیان
شمارهٔ ٢٨ - ترجمه
عاجز شدست رای خردمند از دو چیز / تدبیر کار کردن زن حکم کودکان
شمارهٔ ٢٩ - ایضاً
تجاوز منی توبه کل ناصح / کان هوی المرء الملاح ذنوب
شمارهٔ ٣٠ - ترجمه
هر ناصحی که بود ز من خواست توبه ئی / گویا که عشق خوش پسران هست از گناه