
میرزاده عشقی
سیدمحمدرضا کردستانی معروف به میرزاده عشقی (زادهٔ ۲۰ آذر ۱۲۷۳ در همدان – ترور در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ در تهران) شاعر، روزنامهنگار، نویسنده و نمایشنامهنویس ایرانی دوره مشروطیّت و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. وی با وجود طول عمر کوتاهش از جمله مهمترین شاعران عصر مشروطه بهشمار میرود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی
دیوان اشعار
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
نمایشنامه
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
نوروزی نامه
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
جمهوری نامه
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
غزلیات و قصاید
غزلیات و قصاید
شمارهٔ ۱ - کوه الوند و شهر همدان
کوهِ الوند که شهرِ همدان دامنش است / جامهٔ سبز به بر دارد و طوطیمنش است
شمارهٔ ۲ - در وصف طبیعت و ذکری از سید ضیاء الدین طباطبائی
چو این منظومهٔ آفاق، سرتاسر مُنَظَّم شد / همانا فارغ آفاقآفرین، از نظمِ عالم شد
شمارهٔ ۳ - مخالفت با قرارداد ایران و انگلیس
نامِ دژخیمِ وطن، دل بشنود، خون میکند / پس بدین خونخوار، اگر شد روبهرو چون میکند؟
شمارهٔ ۴ - نارضایتی از خلقت
خلقت من در جهان یک وصلهٔ ناجور بود / من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود؟
شمارهٔ ۵ - درد وطن
ز اظهار درد، درد مداوا نمیشود / شیرین دهان به گفتن حلوا نمیشود
شمارهٔ ۶ - لرنامه: در چگونگی اوضاع لرستان
ای بلهوس، تراست به سر، گر هوای لر / یا آن که گشته تنگ، دلت از برای لر
شمارهٔ ۷ - زندگی و مرگ من
گرسنه چون شیرم و برهنه چو شمشیر / برهنهای شیر گیر و گرسنهای شیر
شمارهٔ ۸ - تجدید مطلع
در سر پیری برهنهپا بد «مولییر» / گاو بدزدید در شباب «شکسپیر»
شمارهٔ ۹ - تجدید مطلع
باری ازین عمر سفله سیر شدم سیر / تازه جوانم ز غصه پیر شدم پیر
شمارهٔ ۱۰ - زندانی شدن شاعر
خوشا اطراف تهران و خوشا باغات شمرانش / خوشا شب های شمرانش و خوشا بزم مقیمانش
شمارهٔ ۱۱ - نامه عشقی
سزد ای شام چرخ تیره وش! وقتی سحر گردی / نه هر شام و سحر، ای تیره گردون تیره تر گردی
شمارهٔ ۱۲ - چکامه جنگ: شکایت از مهاجرین و پیشامدهای ایام مهاجرت
نوعِ بشر سلالهٔ قابیلِ جابری: / آموخت از نیاش، به جای برادری
شمارهٔ ۱۳ - استاد عشق
عاشقی را شرط تنها ناله و فریاد نیست / تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
شمارهٔ ۱۴ - آیین خودخواهی
جهان را دائما این رسم و این آیین نمیماند / اگر چندی چنین ماندست، بیش از این نمیماند
شمارهٔ ۱۵ - بی اعتنائی به فلک
در هفت آسمانم الا یک ستاره نیست / نامی ز من به پرسنل این اداره نیست
شمارهٔ ۱۶ - ملت مغلوب
شب به سرم نوبه تاخت، روز تب آمد / هر چه در این روزگار روز و شب آمد
شمارهٔ ۱۷ - عشوه سازی
بتا، نظام، دگر ناز و عشوه سازی نیست / که این معامله سربازی است، بازی نیست!
شمارهٔ ۱۸ - شب وصال
امشب آماده یار و بزم و شرابست / گو که همین امشبم ز عمر حسابست
شمارهٔ ۱۹ - پریشانی ایران
ای دوست ببین بیسر و سامانی ایران / بدبختی ایران و پریشانی ایران
شمارهٔ ۲۰ - رخساره پاک
من چو یک غنچه بشکفته گریبان چاکم / گر چو گل باشم، در چشم خسان خاشاکم
شمارهٔ ۲۱ - استقبال از منوچهری
دلم ای دوست تو دانی که هوای تو کند / لب من خدمت خاک کف پای تو کند
شمارهٔ ۲۲ - در لباس دین
ای صدرنشینان که همه مصدر دینید / «صدر» ار ز میان رفت، شما صدر نشینید
شمارهٔ ۲۳ - دزد پاتختی
هزار بار مرا، مرگ به از این سختی است / برای مردم بدبخت، مرگ خوشبختی است!
شمارهٔ ۲۴ - دفاع از زرتشت
ای دختران ترک! خدا را، حیا کنید / باری در این معامله، شرم از خدا کنید!
شمارهٔ ۲۵ - زبان سرخ
مگو که غنچه چرا چاکچاک و دل خون است؟ / که این نمایشی از زخم قلب مجنون است!
شمارهٔ ۲۶ - جایزه (پری)
دلبرا! ای که ترا طبع سخنپرور من! / مهربان کرد که دستی بکشی بر سر من
شمارهٔ ۲۷ - خنده شاعر
من که خندم، نه بر اوضاع کنون میخندم / من بدین گنبد بیسقف و ستون میخندم
شمارهٔ ۲۸ - عشق وطن
خاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنم / خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟
شمارهٔ ۲۹ - عشق و جنون
یاران عبث نصیحت بیحاصلم کنید / دیوانهام من عقل ندارم ولم کنید
شمارهٔ ۳۰ - گل مولا
ای که هر خواسته دل، ز فلک میخواهی / آنقدر راضیای از خود که کتک میخواهی