
خیام
حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» -فیلسوف و ریاضیدان و منجم و شاعر ایرانی- در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور زاده شد. وی در ترتیب رصد ملکشاهی و اصلاح تقویم جلالی همکاری داشت. وی اشعاری به زبان پارسی و تازی و کتابهایی نیز به هر دو زبان دارد. از آثار او در ریاضی و جبر و مقابله، رسالهٔ «فی شرح ما اشکل من
رباعیات
این متن رباعیات خیام مطابق انتخاب و تصحیح محمدعلی فروغی و دکتر قاسم غنی است.
ترانههای خیام (صادق هدایت)
مشاهده آثار و زیرمجموعههای این بخش، بدون خروج از صفحه شاعر.
نوروزنامه
کتاب «نوروزنامه» منسوب به خیام است و انتساب آن به خیام قطعی نیست.
رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی
متن حاضر، بر اساس جدیدترین پژوهشی است که به کوشش سیدعلی میرافضلی بر روی رباعیات حکیم عمر خیّام نیشابوری صورت گرفته و در…
رباعیات
این متن رباعیات خیام مطابق انتخاب و تصحیح محمدعلی فروغی و دکتر قاسم غنی است.
رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱
برخیز بُتا، بیا ز بهر دل ما / حل کن به جمال خویشتن مشکل ما
رباعی شمارهٔ ۲
چون عهده نمیشود کسی فردا را / حالی خوش دار این دلِ پر سودا را
رباعی شمارهٔ ۳
قرآن که مهین کلام خوانند آن را / گهگاه نه بر دوام خوانند آن را
رباعی شمارهٔ ۴
گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را / بنیاد مکَن تو حیله و دستان را
رباعی شمارهٔ ۵
هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا / چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
رباعی شمارهٔ ۶
ماییم و می و مُطرب و این کنجِ خراب / جان و دل و جام و جامه پُر دُردِ شراب
رباعی شمارهٔ ۷
آن قصر که جمشید در او جام گرفت / آهو بچه کرد و روبَه آرام گرفت
رباعی شمارهٔ ۸
ابر آمد و باز بر سرِ سبزه گریست / بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
رباعی شمارهٔ ۹
اکنون که گل سعادتت پربار است / دست تو ز جام مِی چرا بیکار است؟
رباعی شمارهٔ ۱۰
امروز تو را دسترس فردا نیست / واندیشهٔ فردات به جز سودا نیست
رباعی شمارهٔ ۱۱
ای آمده از عالم روحانی تفت / حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
رباعی شمارهٔ ۱۲
ای چرخ فلک! خرابی از کینهٔ توست / بیدادگری شیوهٔ دیرینهٔ توست
رباعی شمارهٔ ۱۳
ای دل! چو زمانه میکند غمناکت / ناگه برود ز تن روانِ پاکت
رباعی شمارهٔ ۱۴
این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْت / کس نیست که این گوهرِ تحقیق بِسُفْت
رباعی شمارهٔ ۱۵
این کوزه چو من عاشقِ زاری بودهست / در بندِ سرِ زلفِ نگاری بودهست
رباعی شمارهٔ ۱۶
این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست / از دیدهٔ شاهی و دل دستوریست
رباعی شمارهٔ ۱۷
این کهنه رباط را که عالم نام است / وآرامگه ابلقِ صبح و شام است
رباعی شمارهٔ ۱۸
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت / چون آب به جویبار و چون باد به دشت
رباعی شمارهٔ ۱۹
بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش است / در صحن چمن روی دلافروز خوش است
رباعی شمارهٔ ۲۰
پیش از من و تو لیل و نهاری بودهست / گردنده فلک نیز به کاری بوده است
رباعی شمارهٔ ۲۱
تا چند زنم به روی دریاها خشت / بیزار شدم ز بتپرستان کنشت
رباعی شمارهٔ ۲۲
ترکیبِ پیالهای که در هم پیوست / بشکستنِ آن روا نمیدارد مست
رباعی شمارهٔ ۲۳
ترکیب طبایع چو به کام تو دمیست / رو شاد بِزی اگر چه بر تو ستمیست
رباعی شمارهٔ ۲۴
چون ابر به نوروز رخِ لاله بِشُسْت / برخیز و به جامِ باده کن عزمِ دُرُسْت
رباعی شمارهٔ ۲۵
چون بلبل مست راه در بستان یافت / روی گل و جام باده را خندان یافت
رباعی شمارهٔ ۲۶
چون چرخ به کامِ یک خردمند نگشت / خواهی تو فلک هَفت شُمُر، خواهی هَشت
رباعی شمارهٔ ۲۷
چون لاله به نوروز قدح گیر به دست / با لالهرخی اگر تو را فرصت هست
رباعی شمارهٔ ۲۸
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست / نتوان به امید شَک همه عمر نشست
رباعی شمارهٔ ۲۹
چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست / چون هست به هر چه هست نقصان و شکست
رباعی شمارهٔ ۳۰
خاکی که به زیر پای هر نادانیست / کفّ صنمیّ و چهرهٔ جانانیست