مولانا
شاعر فارسی

مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح

✒ ۶۳۲۹ اثرزادروز: ۶۰۴ هـ.قدرگذشت: ۶۷۲ هـ.قبلخ
نمایش در همین صفحه

غزلیات

۰زیرمجموعه۳۰نمایش فعلی
آثار این بخش

غزلیات

۳۰ مورد نخست نمایش داده شده؛ برای ادامه وارد صفحه کامل این دسته شوید.
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۱

اِی رَستخیزِ ناگهان وی رحمتِ بی‌مُنتها / اِی آتشی اَفروخته، در بیشهٔ اَندیشه‌ها

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۲

ای طایِرانِ قُدْسْ را عشقَت فُزوده بال‌ها / در حلقهٔ سودایِ تو روحانیانْ را حال‌ها

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۳

اِی دل چه اندیشیده‌ای در عُذرِ آن تقصیرها؟ / زان سوی او چندان وَفا زین سوی تو چندین جَفا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۴

اِی یوسفِ خوش‌نام ما، خوش می‌روی بر بامِ ما / ای دَرشکسته جامِ ما، ای بردَریده دامِ ما

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۵

آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا / آن رنگ بین وان هنگ بین وان ماه بدر اندر قبا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۶

بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما / زیرا نمی‌دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۷

بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا / باشد که بگشایی دری‌، گویی که برخیز اندرآ

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۸

جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما / صد جان برافشانم بر او گویم هنیئا مرحبا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۹

من از کجا پند از کجا، باده بگردان ساقیا / آن جام جان افزای را، برریز بر جان ساقیا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰

مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا / مهمان صاحب‌دولتم که دولتش پاینده با

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱

ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا / هین زُهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان‌فزا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما / ای از تو آبستن چمن ، وِی از تو خندان باغ‌ها

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳

ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما / کای گل گریز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما / افتاده در غرقابه‌ای تا خود که داند آشنا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را / باخویش کن بی‌خویش را چیزی بده درویش را

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶

ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا / ای عیسی پنهان شده بر طارم مینا بیا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷

آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا / جان گفت ای نادی خوش اهلا و سهلا مرحبا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما / انا فتحنا الصلا بازآ ز بام از در درآ

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹

امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را / می‌شد روان بر آسمان همچون روان مصطفا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰

چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را / می‌دان که دود گولخن هرگز نیاید بر سما

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱

جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را / از زعفران روی من رو می‌بگردانی چرا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲

چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها / تا برکنم از آینه هر منکری من زنگ‌ها

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳

چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها / کز چشم من دریای خون جوشان شد از جور و جفا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را‌؟ / خون بارد این چشمان که تا بینم من آن گلزار را

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵

من دی نگفتم مر تو را کای بی‌نظیر خوش لقا / ای قد مه از رشک تو چون آسمان گشته دوتا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶

هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌ها / کاخر چو دردی بر زمین تا چند می‌باشی برآ

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷

آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفته‌ست پا / با تو بگویم حال او برخوان اذا جاء القضا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸

ای شاه جسم و جان ما خندان‌کن دندان ما / سرمه کش چشمان ما ای چشم جان را توتیا

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹

ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ما / ما را چو تابستان ببر دل گرم تا بستان ما

مولاناخواندن اثر ←
✒غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰

ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما / چون اشک غمخواران ما در هجر دلداران ما

مولاناخواندن اثر ←