اثر ادبی

بخش ۱۳ - حکایت در معنی استیلای عشق بر عقل

سعدی•باب سوم در عشق و مستی و شور•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

یکی پنجهٔ آهنین راست کرد

که با شیر زورآوری خواست کرد

۱

چو شیرش به سرپنجه در خود کشید

دگر زور در پنجه خود ندید

۲

یکی گفتش آخر چه خسبی چو زن؟

به سرپنجه آهنینش بزن

۳

شنیدم که مسکین در آن زیر گفت

نشاید بدین پنجه با شیر گفت

۴

چو بر عقل دانا شود عشق چیر

همان پنجه آهنین است و شیر

۵

تو در پنجه شیر مرد اوژنی

چه سودت کند پنجهٔ آهنی؟

۶

چو عشق آمد از عقل دیگر مگوی

که در دست چوگان اسیر است گوی

آثار سعدی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…