۰
به مجنون کسی گفت کای نیک پی
چه بودت که دیگر نیایی به حی؟
۱
مگر در سرت شور لیلی نماند
خیالت دگر گشت و میلی نماند؟
۲
چو بشنید بیچاره بگریست زار
که ای خواجه دستم ز دامن بدار
۳
مرا خود دلی دردمند است ریش
تو نیزم نمک بر جراحت مریش
۴
نه دوری دلیل صبوری بود
که بسیار دوری ضروری بود
۵
بگفت ای وفادار فرخنده خوی
پیامی که داری به لیلی بگوی
۶
بگفتا مبر نام من پیش دوست
که حیف است نام من آنجا که اوست
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.