اثر ادبی

بخش ۱۹ - حکایت دهقان در لشکر سلطان

سعدی•باب سوم در عشق و مستی و شور•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

رئیس دهی با پسر در رهی

گذشتند بر قلب شاهنشهی

۱

پسر چاوشان دید و تیغ و تبر

قباهای اطلس، کمرهای زر

۲

یلان کماندار نخجیر زن

غلامان ترکش کش تیرزن

۳

یکی در برش پرنیانی قباه

یکی بر سرش خسروانی کلاه

۴

پسر کان همه شوکت و پایه دید

پدر را به غایت فرومایه دید

۵

که حالش بگردید و رنگش بریخت

ز هیبت به بیغوله‌ای در گریخت

۶

پسر گفتش آخر بزرگ دهی

به سرداری از سر بزرگان مهی

۷

چه بودت که ببریدی از جان امید

بلرزیدی از باد هیبت چو بید؟

۸

بلی، گفت سالار و فرماندهم

ولی عزتم هست تا در دهم

۹

بزرگان از آن دهشت آلوده‌اند

که در بارگاه ملک بوده‌اند

۱۰

تو، ای بی خبر، همچنان در دهی

که بر خویشتن منصبی می‌نهی

۱۱

نگفتند حرفی زبان آوران

که سعدی نگوید مثالی بر آن

۱۲

مگر دیده باشی که در باغ و راغ

بتابد به شب کرمکی چون چراغ

۱۳

یکی گفتش ای کرمک شب فروز

چه بودت که بیرون نیایی به روز؟

۱۴

ببین کآتشی کرمک خاکزاد

جواب از سر روشنایی چه داد

۱۵

که من روز و شب جز به صحرا نیم

ولی پیش خورشید پیدا نیم

آثار سعدی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…