اثر ادبی

بخش ۲۲ - حکایتِ جُنید و سیرتِ او در تواضع

سعدی•باب چهارم در تواضع•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

شنیدم که در دشتِ صنعا جنید

سگی دید برکنده دندانِ صید

۱

ز نیرویِ سر پنجهٔ شیر‌گیر

فرومانده عاجز چو روباهِ پیر

۲

پس از غُرم و آهو گرفتن به پی

لگد خوردی از گوسفندانِ حی

۳

چو مسکین و بی‌طاقتش دید و ریش

بدو داد یک نیمه از زادِ خویش

۴

شنیدم که می‌گفت و خوش می‌گریست

که داند که بهتر ز ما هر دو کیست؟

۵

به ظاهر من امروز از این بهترم

دگر تا چه راند قضا بر سَرم

۶

گرم پایِ ایمان نلغزد ز جای

به سر بر نهم تاجِ عفوِ خدای

۷

وگر کسوتِ معرفت در برم

نماند، به بسیار از این کمترم

۸

که سگ با همه زشت‌نامی چو مُرد

مر او را به دوزخ نخواهند بُرد

۹

ره این است سعدی که مردانِ راه

به عزّت نکردند در خود نگاه

۱۰

از‍‍‍‍‍‍‍‍ آن بر ملائک شرف داشتند

که خود را به از سگ نپنداشتند

آثار سعدی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…