۰
یکی نیشکر داشت بر طَبقَری
چپ و راست گردیده بر مشتری
۱
به صاحبدلی گفت در کنج ده
که بستان و چون دست یابی بده
۲
بگفت آن خردمند زیبا سرشت
جوابی که بر دیده باید نبشت
۳
تو را صبر بر من نباشد مگر
ولیکن مرا باشد از نیشکر
۴
حلاوت ندارد شکر در نیَش
چو باشد تقاضای تلخ از پیش
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.