اثر ادبی

بخش ۱۹ - حکایت اندر نکوهش غمازی و مذلت غمازان

سعدی•باب هفتم در عالم تربیت•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

یکی گفت با صوفی‌یی در صفا

ندانی فلانت چه گفت از قفا

۱

بگفتا خموش، ای برادر، بخفت

ندانسته بهتر که دشمن چه گفت

۲

کسانی که پیغام دشمن برند

ز دشمن همانا که دشمن‌تر‌ند

۳

کسی قول دشمن نیارد به دوست

جز آن کس که در دشمنی یار اوست

۴

نیارست دشمن جفا گفتنم

چنان کز شنیدن بلرزد تنم

۵

تو دشمن‌تری کآوری بر دهان

که دشمن چنین گفت اندر نهان

۶

سخن‌چین کند تازه جنگ‌ِ قدیم

به خشم آورَد نیک‌مرد سلیم

۷

از آن همنشین تا توانی گریز

که مر فتنهٔ خفته را گفت خیز

۸

سیه‌چال و مرد اندر او بسته پای

به از فتنه از جای بردن به‌جای

۹

میان دو تن جنگ چون آتش است

سخن‌چین بدبخت هیزم‌کش است

آثار سعدی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…