اثر ادبی

بخش ۱۲ - حکایت

سعدی•باب هشتم در شکر بر عافیت•وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
♡
۰

فقیهی بر افتاده مستی گذشت

به مستوری خویش مغرور گشت

۱

ز نخوت بر او التفاتی نکرد

جوان سر برآورد کای پیرمرد

۲

برو شکر کن چون به نعمت دری

که محرومی آید ز مستکبری

۳

یکی را که در بند بینی مخند

مبادا که ناگه درافتی به بند

۴

نه آخر در امکان تقدیر هست

که فردا چو من باشی افتاده مست؟

۵

تو را آسمان خط به مسجد نوشت

مزن طعنه بر دیگری در کنشت

۶

ببند ای مسلمان به شکرانه دست

که زنار مغ بر میانت نبست

۷

نه خود می‌رود هر که جویان اوست

به عنفش کشان می‌برد لطف دوست

۸

نگر تا قضا از کجا سیر کرد

که کوری بود تکیه بر غیر کرد

آثار سعدی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…