۰
نادر از عالم توحید کسی برخیزد
کز سر هر دو جهان در نفسی برخیزد
۱
آستین کشتهٔ غیرت شود اندر ره عشق
کز پی هر شکری چون مگسی برخیزد
۲
به حوادث متفرق نشوند اهل بهشت
طفل باشد که به بانگ جرسی برخیزد
۳
سنگوش در ره سیلاب کجا دارد پای
هر که زین راه به بادی چو خسی برخیزد
۴
گرچه دوری به روش کوش که در راه خدای
سابقی گردد اگر بازپسی برخیزد
۵
سعدیا دامن اقبال گرفتن کاریست
که نه از پنجهٔ هر بوالهوسی برخیزد
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.