اثر ادبی

غزل شمارهٔ ۲۴

سعدی•غزلیات•وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
♡
۰

بیفکن خیمه تا محمل برانند

که همراهان این عالم روانند

۱

زن و فرزند و خویش و یار و پیوند

برادرخواندگانِ کاروانند

۲

نباید بستن اندر صحبتی دل

که بی ایشان بمانی یا بمانند

۳

نه اول خاک بوده‌ست آدمیزاد

به آخر چون بیندیشی همانند

۴

پس آن بهتر که اول وآخر خویش

بیندیشند و قدر خود بدانند

۵

زمین چندی بخورد از خلق و چندی

هنوز از کبر سر بر آسمانند

۶

یکی بر تربتی فریاد می‌خواند

که اینان پادشاهان جهانند

۷

بگفتم تخته‌ای بر کن ز گوری

ببین تا پادشه یا پاسبانند

۸

بگفتا تخته بر کندن چه حاجت

که می‌دانم که مشتی استخوانند

۹

نصیحت داروی تلخ است و باید

که با جُلّاب در حلقت چکانند

۱۰

چنین سَقمونیای شکرآلود

ز داروخانهٔ سعدی ستانند

آثار سعدی
✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…