۰
جاءَ الشتاءُ بِبَردٍ لا مَرَدَّ لهُ
و لم یُطِق حَجَرُ القاسی یقاسیه
۱
لا کَأسَ عِندیِ و لا کانونَ یُدفِئُنی
کِنّی ظلامٌ و کیسی قَلَّ مافیه
۲
دَعِ الکبابَ و خَلِّ الکفِّ یا اَسَفاً
علی کِساءٍ نُغَطّیِ فی دَیاجیه
۳
اَرجوکَ مولایَ فیما یَقتضی اَمَلی
والعبدُ لَم یرجِ الّا مَن مَوالیه
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.