✦ گنجینه آثار
دفتر پنجممولانا
۰زیرمجموعه۲صفحه فعلی
آثار این بخش
نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۲
♧
بخش ۲۵ - تفسیر وَ إِنْ یَکادُ الَّذینَ کَفَروا لَیُزْلِقونَکَ بِأَبْصارِهِمْ الایه
مولانا
یا رسولالله در آن نادی کسانمیزنند از چشم بد بر کرکسان
دفتر پنجم♧بخش ۲۶ - قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را میکند به منقار و میانداخت و تن خود را کل و زشت میکرد از تعجب پرسید کی دریغت نمیآید گفت میآید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منست
مولانا
پر خود میکند طاوسی به دشتیک حکیمی رفته بود آنجا بگشت
دفتر پنجم♧بخش ۲۷ - در بیان آنک صفا و سادگی نفس مطمنه از فکرتها مشوش شود چنانک بر روی آینه چیزی نویسی یا نقش کنی اگر چه پاک کنی داغی بماند و نقصانی
مولانا
روی نفس مطمئنه در جسدزخم ناخنهای فکرت میکشد
دفتر پنجم♧بخش ۲۸ - در بیان قول رسول علیهالسلام لا رهبانیة فیالاسلام
مولانا
بَرمَکن پر را و دل برکن ازوزانک شرط این جهاد آمد عدو
دفتر پنجم♧بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق است
مولانا
عاشقان را شادمانی و غم اوستدستمزد و اجرت خدمت هم اوست
دفتر پنجم♧بخش ۳۰ - در تفسیر قول رسول علیهالسلام ما مات من مات الا و تمنی ان یموت قبل ما مات ان کان برا لیکون الی وصول البر اعجل و ان کان فاجرا لیقل فجوره
مولانا
زین بفرمودست آن آگه رسولکه هر آنک مرد و کرد از تن نزول
دفتر پنجم♧بخش ۳۱ - در بیان آنک عقل و روح در آب و گل محبوساند همچون هاروت و ماروت در چاه بابل
مولانا
همچو هاروت و چو ماروت آن دو پاکبستهاند اینجا به چاه سهمناک
دفتر پنجم♧بخش ۳۲ - جواب گفتن طاوس آن سایل را
مولانا
چون ز گریه فارغ آمد گفت روکه تو رنگ و بوی را هستی گرو
دفتر پنجم♧بخش ۳۳ - بیان آنک هنرها و زیرکیها و مال دنیا همچون پرهای طاوس عدو جانست
مولانا
پس هنر آمد هلاکت خام راکز پی دانه نبیند دام را
دفتر پنجم♧بخش ۳۴ - در صفت آن بیخودان کی از شر خود و هنر خود آمن شدهاند کی فانیاند در بقای حق همچون ستارگان کی فانیاند روز در آفتاب و فانی را خوف آفت و خطر نباشد
مولانا
چون فناش از فقر پیرایه شوداو محمدوار بیسایه شود
دفتر پنجم♧بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست همچون آن مرغی کی قصد صید ملخ میکرد و به صید ملخ مشغول میبود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمیبینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش میبین تا چشم نیز باز شدن
مولانا
مرغکی اندر شکار کرم بودگربه فرصت یافت او را در ربود
دفتر پنجم♧بخش ۳۶ - صفت کشتن خلیل علیهالسلام زاغ را کی آن اشارت به قمع کدام صفت بود از صفات مذمومهٔ مهلکه در مرید
مولانا
این سخن را نیست پایان و فراغای خلیل حق چرا کشتی تو زاغ
دفتر پنجم♧بخش ۳۷ - مناجات
مولانا
ای مبدل کرده خاکی را به زرخاک دیگر را بکرده بوالبشر
دفتر پنجم♧بخش ۳۸ - قال النبی علیهالسلام ارحموا ثلاثا عزیز قوم ذل و غنی قوم افتقر و عالما یلعب به الجهال
مولانا
گفت پیغمبر که رحم آرید برجان من کان غنیا فافتقر
دفتر پنجم♧بخش ۳۹ - قصهٔ محبوس شدن آن آهوبچه در آخر خران و طعنهٔ آن خران ببر آن غریب گاه به جنگ و گاه به تسخر و مبتلی گشتن او به کاه خشک کی غذای او نیست و این صفت بندهٔ خاص خداست میان اهل دنیا و اهل هوا و شهوت کی الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا فطوبی للغرباء صدق رسول الله
مولانا
آهوی را کرد صیادی شکاراندر آخر کردش آن بیزینهار
دفتر پنجم♧بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید
مولانا
شد محمد الپ الغ خوارزمشاهدر قتال سبزوار پر پناه
دفتر پنجم♧بخش ۴۱ - بقیهٔ قصهٔ آهو و آخر خران
مولانا
روزها آن آهوی خوشناف نردر شکنجه بود در اصطبل خر
دفتر پنجم♧بخش ۴۲ - تفسیر انی اری سبع بقرات سمان یاکلهن سبع عجاف آن گاوان لاغر را خدا به صفت شیران گرسنه آفریده بود تا آن هفت گاو فربه را به اشتها میخوردند اگر چه آن خیالات صور گاوان در آینهٔ خواب نمودند تو معنی بگیر
مولانا
آن عزیز مصر میدیدی به خوابچونک چشم غیب را شد فتح باب
دفتر پنجم♧بخش ۴۳ - بیان آنک کشتن خلیل علیهالسلام خروس را اشارت به قمع و قهر کدام صفت بود از صفات مذمومات مهلکان در باطن مرید
مولانا
شهوتی است او و بس شهوتپرستزان شراب زهرناک ژاژ مست
دفتر پنجم♧بخش ۴۴ - تفسیر خلقنا الانسان فی احسن تقویم ثم رددناه اسفل سافلین و تفسیر و من نعمره ننکسه فی الخلق
مولانا
آدم حسن و ملک ساجد شدههمچو آدم باز معزول آمده
دفتر پنجم♧بخش ۴۵ - تفسیر أَسْفَلَ سافِلینَ إِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنونٍ
مولانا
لیک گر باشد طبیبش نور حقنیست از پیری و تب نقصان و دق
دفتر پنجم♧بخش ۴۶ - مثال عالم هست نیستنما و عالم نیست هستنما
مولانا
نیست را بنمود هست و محتشمهست را بنمود بر شکل عدم
دفتر پنجم♧بخش ۴۷ - در تفسیر قول مصطفی علیهالسلام لا بد من قرین یدفن معک و هو حی و تدفن معه و انت میت ان کان کریما اکرمک و ان کان لیما اسلمک و ذلک القرین عملک فاصلحه ما استطعت صدق رسولالله
مولانا
پس پیمبر گفت بهر این طریقباوفاتر از عمل نبود رفیق
دفتر پنجم♧بخش ۴۸ - تفسیر وَ هُوَ مَعَکُمْ
مولانا
یک سپد پر نان ترا بر فرق سرتو همی خواهی لب نان در به در
دفتر پنجم