۰
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
۱
هان تا ننهیم جامِ مِی از کف دست
در بیخبری، مَرد، چه هشیار و چه مست
چون نیست حقیقت و یقین اندر دست
نتوان به امید شَک همه عمر نشست
هان تا ننهیم جامِ مِی از کف دست
در بیخبری، مَرد، چه هشیار و چه مست
خوانشهای تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.
اولین اجرای تأییدشده میتواند همینجا شنیده شود.
برای ضبط یا ارسال اجرای صوتی وارد حساب فلانجا شو.
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.