اثر ادبی

شمارهٔ ۲۳ - فخریه

♡
۰

گره‌گشایِ سخن، خامهٔ توانِ من است

خزانه‌دارِ روان، خاطرِ روانِ من است

۱

کشید زینِ من، این دیزهٔ هلال‌رکاب

از آنک شهپرِ روح‌القدس، عِنانِ من است

۲

کنار و آستیِ کان چو بحر، پُر دُر شد

که در ولایتِ معنی، گدایِ کانِ من است

۳

من ارسلان‌شهِ مُلْکِ قناعتم زین روی

جهانِ قیصر و خان، صد یک جهانِ من است

۴

غرورِ سیم نیالایدم چو ماهیِ شیم

که چشمه‌سارِ ازل، غُسْل‌کاهِ جانِ من است

۵

کمانِ من نَکِشَد دست و بازویِ شروان

که تیرِ چرخِ یک‌اندازی از کمانِ من است

۶

نه من قَرینِ وجودم سِفَه بُوَد گفتن

هنوز در عَدَم است آن‌که هم‌قِرانِ من است

۷

زمان، زمانِ زمین‌گسترِ خردبخش است

محال باشد گفتنِ زمان، زمانِ من است

۸

اگر زبانِ هنر می‌سُراید این معنی

به حکمِ عقل، سِجِل می‌کنم که آنِ من است

۹

ز آخورِ فلکی، توسنی برون ناید

که طوقِ نَعْلَش، بی‌حلقهٔ دهانِ من است

۱۰

سِزَد که مَنْبَرِ دعوی، هزار پایه کُنَم

که ترجمانِ رموزِ ازل، بیانِ من است

۱۱

شکارِ نکته ز شاهینِ وحی بِرْبایم

چو آستانِ شهِ عُزْلَت، آشیانِ من است

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…