اثر ادبی

شمارهٔ ۴ - نارضایتی از خلقت

میرزاده عشقی•غزلیات و قصاید•وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
♡
۰

خلقت من در جهان یک وصلهٔ ناجور بود

من که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود؟

۱

خلق از من در عذاب و من خود از اخلاق خویش

از عذاب خلق و من، یارب چه‌ات منظور بود؟

۲

حاصلی ای دهر، از من، غیر شر و شور نیست

مقصدت از خلقت من، سیر شر و شور بود؟

۳

ذات من معلوم بودت نیست مرغوب از چه‌ام

آفریدستی؟ زبانم لال، چشمت کور بود؟

۴

ای چه خوش بود، چشم می‌پوشیدی از تکوین من

فرض می کردی که ناقص: خلقت یک مور بود؟

۵

ای طبیعت گر نبودم من، جهانت نقص داشت؟

ای فلک گر من نمی‌زادی، اجاقت کور بود؟

۶

قصد تو از خلق عشقی، من یقین دارم فقط:

دیدن هر روز یک گون، رنج جوراجور بود

۷

گر نبودی تابش استارهٔ من در سپهر

تیر و بهرام و خور و کیوان و مه بی‌نور بود؟

۸

گر بدم من در عدم، استارهٔ عورت نبود

آسمانت خالی از استارگان عور بود؟

۹

راست گویم نیست جز این علت تکوین من

قالبی لازم، برای ساخت یک گور بود

۱۰

آفریدن مردمی را بهر گور اندر عذاب

گر خدائی هست، ز انصاف خدائی دور بود

۱۱

مقصد زارع، ز کشت و زرع، مشتی غله است

مقصد تو ز آفرینش، مبلغی قاذور بود

۱۲

گر من اندر جای تو، بودم امیر کائنات

هر کسی از بهر کار بهتری مأمور بود

۱۳

آن که نتواند به نیکی، پاس هر مخلوق داد:

از چه کرد این آفرینش را؟ مگر مجبور بود!

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…