اثر ادبی

شمارهٔ ۱۹ - پریشانی ایران

♡
۰

ای دوست ببین بی‌سر و سامانی ایران

بدبختی ایران و پریشانی ایران

۱

از قبر برون آی و ببین ذلت ما را

این ذلت ایرانی و ویرانی ایران

۲

آوخ که لحد، جای تو شد تا به قیامت!

رفتی و ندیدی تو پریشانی ایران:

۳

از وضع کنونی و ز بدبختی ملت

زین فقر و پریشانی و ویرانی ایران

۴

گردیده جهان تیره و گشته‌ست دلم تنگ

گویی که شدم حبسی و زندانی ایران

۵

بگرفته دلم سخت ز اوضاع کنونی

بیچارگی و محنت و حیرانی ایران

۶

(عشقی) بود ار نوحه‌گر امروز عجب نیست

خون می‌چکد از دیدهٔ ایرانی ایران

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…