اثر ادبی

شمارهٔ ۶ - در ذم ناصر ندامانی

میرزاده عشقی•مثنویات•وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
♡
۰

آنکو نموده است: استیضاح از جهان

اکنون ز وی کنند، ستیضاح ابلهان

۱

گویند از چه ناصرالاسلام این همه؟

. . . حبیب می کند انگشتی در دهان

۲

پاسخ دهد ز حالت امروز مملکت

حیرت زده همی نهم انگشت بر زبان

۳

گویند از چه روست که همواره خفته او

پشت حبیب ز اول شب تا سحرگهان

۴

گویند مگر تو این نشنیدی که در وطن

جنگ است، گشته ام عقب سنگری نهان

۵

گویند رسم جنگ ندانی، چه می کنی؟

گوید که داده اند نشانم نظامیان

۶

بنگر چگونه ز آتش ظالم درازکش

بنموده بس که، مهر زنم تیر بر نشان

۷

گویند عقب نشست کماندان ز سنگرش

تو زان خود چگونه، نجنبیده تا به هان

۸

گوید که من به سنگر خود، پشت چون کنم؟

ترسم که از عقب بخورم تیر ناگهان!

۹

گویند هیچ تا بکنون تیر خورده ای؟

گوید چرا چرا دو هزاران تا به هان

۱۰

گه تیر می زنیم و گهی تیر می خوریم

گه پشتمان به زین و گهی زین به پشتمان

۱۱

باشم وکیل و (ناصرالاسلام) ملتم

کافر شود هر آن که، برد بد به من گمان

۱۲

(عشقی) اگر تو مرد مسلمان و مؤمنی

بر صحت حمل کن، همه اعمال مؤمنان

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…