اثر ادبی

بخش ۲ - مدح (موسم نوروزی و اثرات مصفای آن در عالم، خاصه در استانبول و تعریف منظره زیبای سحرگاهی مدا)

♡
۰

چو فردا روز نوروز است و نوروز جهان آید

رود این سال فرتوت و یکی سال جوان آید

۱

از این خوابم چنین یابم که سالی خوش روان آید

که آن نامهربان یارم، به خوابم مهربان آید

۲

اگرچه من حکیمم این سخن لَغوَم گمان آید

به نزد من زمان یکرنگ و یکسان است هر روزی

۳

ولی امروز هست، آن روز تاریخی و دستانی

که عالم برکند، این رخت چرکین زمستانی

۴

به جای آن به خود پوشد، حریر سبز بُستانی

به ویژه ای خوشا نوروز و این شهر کهستانی

۵

صفای منظر دریا، ز وضع جنگلستانی

سخن این بُد که شب فارغ شد، از رخت‌سیه‌دوزی

۶

سحر باز آفتاب آمد، به روز آورد دنیا را

مطلا ساخت کهسار و تلألؤ داد دریا را

۷

زرافشان کرد دامان قبای سبز صحرا را

تو هم چون آفتاب آخر، برون آ، لحظه‌ای یارا

۸

که با این آفتاب، عالم بتر از شب بود ما را

سزد تو آفتاب آیی و روز ما بیفروزی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…