هردم ای دل بکمند غم یاری در کو
دینه ویبو و بسوادی نگاری در کو
پر کر تو دل م کرد زنه ساده دلیر
این ونینه و ترش کن که بکاری در کو
پند گیر و دلم انبار لفتن زتن ار
مرد عاقل بنبوتا که بکاری در کو
مای شوخ ندارن ارد بخاره و خود
محنتی بو که پیاده بسواری در کو
نپسندد سر زلفش که کرو دلها صید
گرنه هر لحظه بان دام هزاری در کو
ارجه رس کرشه لشین دل و کوشم در هو
مکر ابروش و امن کوشه و ذاری در کو
اوحدی رنج بکر برت اگرت کامی کو
عاشقی سعی بکر بو که شکاری در کو
گر دلت میل بان دیم کرو کردش کرت
بو که ایرو و غلط بربکناری در کو
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.