✦ گنجینه آثار

باب چهارم در تواضعسعدی

۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی

آثار این بخش

نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
♧

بخش ۱ - سر آغاز

سعدی
ز خاک آفریدت خداوند پاکپس ای بنده افتادگی کن چو خاک
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۲ - حکایت در این معنی

سعدی
یکی قطره باران ز ابری چکیدخجل شد چو پهنای دریا بدید
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۳ - حکایت در معنی نظر مردان در خود به حقارت

سعدی
جوانی خردمندِ پاکیزه‌بومز دریا بر آمد به دربندِ روم
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۴ - حکایت بایزید بسطامی

سعدی
شنیدم که وقتی سحرگاه عیدز گرمابه آمد برون بایزید
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۵ - حکایت عیسی (ع) و عابد و ناپارسا

سعدی
شنیدستم از راویان کلامکه در عهد عیسی علیه‌السلام
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۶ - حکایت دانشمند

سعدی
فقیهی کهن جامهٔ تنگدستدر ایوان قاضی به صف بر نشست
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۷ - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه

سعدی
یکی پادشه‌زاده در گنجه بودکه دور از تو ناپاک و سرپنجه بود
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۸ - حکایت

سعدی
شکر خنده‌ای انگبین می‌فروختکه دلها ز شیرینیش می‌بسوخت
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۹ - حکایت در معنی تواضع نیکمردان

سعدی
شنیدم که فرزانه‌ای حق پرستگریبان گرفتش یکی رند مست
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۱۰ - حکایت در معنی عزت نفس مردان

سعدی
سگی پای صحرانشینی گزیدبه خشمی که زهرش ز دندان چکید
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۱۱ - حکایت خواجه نیکوکار و بنده نافرمان

سعدی
بزرگی هنرمند آفاق بودغلامش نکوهیده اخلاق بود
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۱۲ - حکایت معروف کرخی و مسافر رنجور

سعدی
کسی راه معروف کرخی بجستکه بنهاد معروفی از سر نخست
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۱۳ - حکایت در معنی سفاهت نااهلان

سعدی
طمع برد شوخی به صاحبدلینبود آن زمان در میان حاصلی
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۱۴ - حکایت

سعدی
ملک صالح از پادشاهان شامبرون آمدی صبحدم با غلام
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۱۵ - حکایت در محرومی خویشتن بینان

سعدی
یکی در نجوم اندکی دست داشتولی از تکبر سری مست داشت
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۱۶ - حکایت

سعدی
به خشم از ملک بنده‌ای سربتافتبفرمود جستن کسش در نیافت
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۱۷ - حکایت در معنی تواضع و نیازمندی

سعدی
ز ویرانهٔ عارفی ژنده پوشیکی را نباح سگ آمد به گوش
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۱۸ - حکایت حاتم اصم

سعدی
گروهی برآنند از اهل سخنکه حاتم اصم بود، باور مکن
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۱۹ - حکایت زاهد تبریزی

سعدی
عزیزی در اقصای تبریز بودکه همواره بیدار و شب خیز بود
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۲۰ - حکایت در معنی احتمال از دشمن از بهر دوست

سعدی
یکی را چو سعدی دلی ساده بودکه با ساده رویی در افتاده بود
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۲۱ - حکایتِ لقمانِ حکیم

سعدی
شنیدم که لقمان سیه‌فام بودنه تن‌پرور و نازک‌اندام بود
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۲۲ - حکایتِ جُنید و سیرتِ او در تواضع

سعدی
شنیدم که در دشتِ صنعا جنیدسگی دید برکنده دندانِ صید
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۲۳ - حکایتِ زاهد و بربط‌زن

سعدی
یکی بربطی در بغل داشت مستبه شب در سَرِ پارسایی شکست
باب چهارم در تواضع
♧

بخش ۲۴ - حکایتِ صبرِ مردان بر جفا

سعدی
شنیدم که در خاکِ وَخش از مهانیکی بود در کنجِ خلوت نهان
باب چهارم در تواضع