✦ گنجینه آثار

غزلها - جلد اولرهی معیری

۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی

آثار این بخش

نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
رفتن به شماره غزلشماره غزل را وارد کنید تا همان اثر مستقیم باز شود.
♧

شاهد افلاکی

رهی معیری
چون زلف توام جانا در عین پریشانیچون باد سحرگاهم در بی‌سروسامانی
غزلها - جلد اول
♧

حدیث جوانی

رهی معیری
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌امخارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام
غزلها - جلد اول
♧

سوزد مرا سازد مرا

رهی معیری
ساقی بده پیمانه‌ای زآن می که بی‌خویشم کندبر حسن شورانگیز تو عاشق‌تر از پیشم کند
غزلها - جلد اول
♧

زندان خاک

رهی معیری
با دل روشن در این ظلمت‌سرا افتاده‌امنور مهتابم که در ویرانه‌ها افتاده‌ام
غزلها - جلد اول
♧

آتش خاموش

رهی معیری
نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهینه بر مژگان من اشکی نه بر لب‌های من آهی
غزلها - جلد اول
♧

طوفان حادثات

رهی معیری
این سوز سینه شمع شبستان نداشته استوین موج گریه سیل خروشان نداشته است
غزلها - جلد اول
♧

داغ تنهایی

رهی معیری
آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختمبی‌تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم
غزلها - جلد اول
♧

نیلوفر

رهی معیری
نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پیچیده‌امشاخه تاکم به گرد خویشتن پیچیده‌ام
غزلها - جلد اول
♧

رسوای دل

رهی معیری
همچو نی می‌نالم از سودای دلآتشی در سینه دارم جای دل
غزلها - جلد اول
♧

غرق تمنای توام

رهی معیری
در پیش بی‌دردان چرا فریاد بی‌حاصل کنمگر شِکوه‌ای دارم ز دل با یار صاحبدل کنم
غزلها - جلد اول
♧

دِلِ زاری که من دارم

رهی معیری
نداند رسم یاری بی‌وفا یاری که من دارمبه آزار دلم کوشد دل‌آزاری که من دارم
غزلها - جلد اول
♧

ماجرای اشک

رهی معیری
تابد فروغ مهر و مه از قطره‌های اشکباران صبحگاه ندارد صفای اشک
غزلها - جلد اول
♧

ترک خودپرستی کن

رهی معیری
گر به چشم دل جانا جلوه‌های ما بینیدر حریم اهل دل جلوه خدا بینی
غزلها - جلد اول
♧

گوهر تابناک

رهی معیری
زبون خلق ز خلق نکوی خویشتنمچو غنچه تنگدل از رنگ و بوی خویشتنم
غزلها - جلد اول
♧

خیال‌انگیز

رهی معیری
خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایینداری غیر از این عیبی که می‌دانی که زیبایی
غزلها - جلد اول
♧

گریهٔ بی‌اختیار

رهی معیری
تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیستغم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
غزلها - جلد اول
♧

بهشت آرزو

رهی معیری
بر جگر داغی ز عشق لاله‌رویی یافتمدر سرای دل بهشت آرزویی یافتم
غزلها - جلد اول
♧

ساغر هستی

رهی معیری
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیستوآنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست
غزلها - جلد اول
♧

چشمهٔ نور

رهی معیری
هرچند که در کوی تو مسکین و فقیریمرخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم
غزلها - جلد اول
♧

نای خروشان

رهی معیری
چو نی به سینه خروشد دلی که من دارمبه ناله گرم بود محفلی که من دارم
غزلها - جلد اول
♧

خندهٔ مستانه

رهی معیری
با عزیزان درنیامیزد دل دیوانه‌امدر میان آشنایانم ولی بیگانه‌ام
غزلها - جلد اول
♧

پرنیان‌پوش

رهی معیری
ز گرمی بی‌نصیب افتاده‌ام چون شمع خاموشیز دل‌ها رفته‌ام چون یاد از خاطر فراموشی
غزلها - جلد اول
♧

جلوهٔ ساقی

رهی معیری
در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟مهر در آیینه یا آتش در آب افتاده است؟
غزلها - جلد اول
♧

تشنهٔ درد

رهی معیری
نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهموگر پرسی چه می‌خواهی؟ تو را خواهم تو را خواهم
غزلها - جلد اول