✦ گنجینه آثار

رباعیهارهی معیری

۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی

آثار این بخش

نمایش ۱۹ اثر در صفحه ۱
♧

تمنای عاشق

رهی معیری
آن را که جفاجوست نمی‌باید خواستسنگین دل و بدخوست نمی‌باید خواست
رباعیها
♧

بی‌خبری

رهی معیری
مستان خرابات ز خود بی‌خبرندجمعند و ز بوی گل پراکنده‌ترند
رباعیها
♧

آشیان‌سوز

رهی معیری
ای جلوهٔ برق آشیان‌سوز تو راای روشنی شمع شب‌افروز تو را
رباعیها
♧

آیینه صبح

رهی معیری
داریم دلی صاف‌تر از سینه صبحدر پاکی و روشنی چو آیینه صبح
رباعیها
♧

نوشین‌لب

رهی معیری
گلبرگ به نرمی چو بر و دوش تو نیستمهتاب به جلوه چون بناگوش تو نیست
رباعیها
♧

افسونگر

رهی معیری
یا عافیت از چشم فسون‌سازم دهیا آن که زبان شکوه‌پردازم ده
رباعیها
♧

لعل ناب

رهی معیری
خم گشت به لعلگون شراب آبستنپیمانه به آتشین گلاب آبستن
رباعیها
♧

دیار شب

رهی معیری
جانم به فغان چو مرغ شب می‌آیدوز داغ تو با ناله به لب می‌آید
رباعیها
♧

خانه‌به‌دوش

رهی معیری
چون ماه نو از حلقه‌به‌گوشان توایمچون رود خروشنده خروشان توایم
رباعیها
♧

ناله بی‌اثر

رهی معیری
ای ناله چه شد در دل او تأثیرتکامشب نبود یک سر مو تأثیرت
رباعیها
♧

مردم چشم

رهی معیری
بی‌روی تو گشت لاله‌گون مردم چشمبنشست ز دوریت به خون مردم چشم
رباعیها
♧

شباهنگ

رهی معیری
از آتش دل شمع طرب را مانموز شعله آه سوز تب را مانم
رباعیها
♧

جدایی

رهی معیری
ای بی‌خبر از محنت روزافزونمدانم که ندانی از جدایی چونم
رباعیها
♧

اندوه مادر

رهی معیری
آسودگی از محن ندارد مادرآسایش جان و تن ندارد مادر
رباعیها
♧

سوختگان

رهی معیری
هر لاله آتشین دل سوخته‌ای استهر شعله برق جان افروخته‌ای است
رباعیها
♧

بیدادگری

رهی معیری
از ظلم حذر کن اگرت باید ملکدر سایهٔ معدلت بیاساید ملک
رباعیها
♧

مسعود

رهی معیری
مسعود که یافت عز و جاه از لاهورتابید چو نور صبحگاه از لاهور
رباعیها
♧

آرزو

رهی معیری
کاش امشبم آن شمع طرب می‌آمدوین روز مفارقت به شب می‌آمد
رباعیها
♧

در ماتم صبحی

رهی معیری
دردا که بهار عیش ما آخر شددوران گل از باد فنا آخر شد
رباعیها