✦ گنجینه آثار

غزلیاتسعدی

۰زیرمجموعه۱صفحه فعلی

آثار این بخش

نمایش ۲۴ اثر در صفحه ۱
رفتن به شماره غزلشماره غزل را وارد کنید تا همان اثر مستقیم باز شود.
♧

غزل شمارهٔ ۱

سعدی
ثنا و حمد بی‌پایان خدا راکه صنعش در وجود آورد ما را
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۲

سعدی
ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش رااختیار آن است کاو قسمت کند درویش را
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۳

سعدی
ای که انکار کنی عالم درویشان راتو ندانی که چه سودا و سر است ایشان را
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۴

سعدی
غافلند از زندگی مستان خوابزندگانی چیست مستی از شراب
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۵

سعدی
دریغ صحبت دیرین و حق دید و شناختکه سنگ تفرقه ایام در میان انداخت
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۶

سعدی
ای یار ناگزیر که دل در هوای توستجان نیز اگر قبول کنی هم برای توست
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۷

سعدی
مقصود عاشقان دو عالم لقای توستمطلوب طالبان به حقیقت رضای توست
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۸

سعدی
درد عشق از تندرستی خوشتر استملک درویشی ز هستی خوشتر است
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۹

سعدی
منزل عشق از جهانی دیگر استمرد عاشق را نشانی دیگر است
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۱۰

سعدی
فلک با بخت من دائم به کین استکه با من بخت و دوران هم به کین است
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۱۱

سعدی
آن را که جای نیست همه شهر جای اوستدرویش هر کجا که شب آید سرای اوست
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۱۲

سعدی
آن به که چون منی نرسد در وصال دوستتا ضعف خویش حمل کند بر کمال دوست
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۱۳

سعدی
به جهان خُرَّم از آنم که جهان خُرَّم از اوستعاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۱۴

سعدی
از جان برون نیامده جانانت آرزوستزنار نابریده و ایمانت آرزوست
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۱۵

سعدی
هر که هر بامداد پیش کسیستهر شبانگاه در سرش هوسیست
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۱۶

سعدی
خوشتر از دوران عشق ایام نیستبامداد عاشقان را شام نیست
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۱۷

سعدی
چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیستمجموع‌تر از ملک رضا مملکتی نیست
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۱۸

سعدی
تن آدمی شریف است به جان آدمیتنه همین لباس زیباست نشان آدمیت
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۱۹

سعدی
صبحدمی که برکنم، دیده به روشناییتبر در آسمان زنم، حلقهٔ آشناییت
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۲۰

سعدی
دنیی آن قدر ندارد که بر او رشک برندیا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۲۱

سعدی
نادر از عالم توحید کسی برخیزدکز سر هر دو جهان در نفسی برخیزد
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۲۲

سعدی
ذوق شراب انست، وقتی اگر بباشدهر روز بامدادت، ذوقی دگر بباشد
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۲۳

سعدی
نَه هَرْچِه جانِوَرَنْد، آدَمیَّتی دارَنْدبَس آدَمی که دَر این مُلْک، نَقْشِ دیوارَنْد
غزلیات
♧

غزل شمارهٔ ۲۴

سعدی
بیفکن خیمه تا محمل برانندکه همراهان این عالم روانند
غزلیات