۰

کرده بپا قامت نشسته قیامت

تا چه کند در قیامت آن قدر و قامت

۱

خیز و برافراز قامت ای بت چالاک

بین ز قیامت شود چگونه قیامت

۲

بر دهن او مگر بحرف و تبسم

ره نبرد هیچکس بهیچ علامت

۳

دل زد و عالم سفر نمود و بکویت

بی‌خبر از خود فکند رحل اقامت

۴

توبه چه باک ار شکست و وسوسه شد کم

عمر خم افزون سر پیاله سلامت

۵

لب چه غم ارتر نکرد ز آب خرابات

زاهد خشکی که خورده نان لئامت

۶

از لب جان پرور تو زنده شدش دل

عیسی مریم که داد، دادکرامت

۷

بر در رندان صفی بفقر و فنا رو

زانکه در آن حلقه نیست جای فخامت

۸

خرقه بسوزان که میفروش نگیرد

بر گرو نیم جرعه دلق امامت

۹

شیخ عبث می‌کند نصیحت رندان

او به ریا درخور است و ما به ملامت

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…