۰

میل دارم که ببوسم رخ همچون قمرت را

بمکم با لب خود آن لب همچون شکرت را

۱

تا غباری ننشیند به رخ و زلف تو جانا!

آب پاشی کنم از اشک بصر، رهگذرت را

۲

ممکنم نسیت که آیم به سر کوی تو روزی

تا که بر دیده کشم سرمه صفت، خاک درت را

۳

من نظر باز نگیرم ز رخت ای شه خوبان!

به امیدی که ز من باز نگیری نظرت را

۴

تو چنانی که ز کس باز نپرسی خبرم را

من به هر کس که رسم باز بپرسم خبرت را

۵

رخ تو کعبه و خالت حجرالاسود و «ترکی»

دارد امید که یک روز ببوسد حجرت را

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…