اثر ادبی

شمارهٔ ۳۰ - قره العین نبی

♡
۰

زیر خنجر شه دین، گر ندهد سر چکند؟

حنجر نازک او با دم خنجر چکند؟

۱

عرصهٔ شام پر از لشگر شام است و عراق

شه دین یک تنه با این همه لشگر چکند

۲

به اسیری به سوی شام رود زینب لیک

با تن ناشده مدفون برادر چکند؟

۳

با دل خستهٔ کلثوم ندانم یا رب

غم بی دستی عباس دلاور چکند؟

۴

خود گرفتم که سکینه شود از گریه خموش

با جفا و ستم شمر ستمگر چکند؟

۵

گر کند صبر به بیماری خود زین عباد

با غل و جامعه آن سید و سرور چکند؟

۶

گیرم از شام، اسیران به وطن برگردند

لیک لیلا به فراق علی اکبر چکند؟

۷

سر خونین حسین از وسط طشت طلا

با سر چوب یزید و می ساغر چکند؟

۸

قره العین نبی را زجفا کشت یزید

زین عمل، روز جزا در بر داور چکند؟

۹

نظم چون آتش «ترکی» که دل عالم سوخت

عجب اینجاست که با خامه و دفتر چکند؟

۱۰

گر نباشد به سرش سایهٔ الطاف حسین

با دل سوخته در گرمی محشر چکند؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…