۰
یاران مگر حسین ولی خدا نبود؟
یا یادگار فاطمه و مرتضی نبود؟
۱
تا روزگار چید به گیتی اساس ظلم
ظلمی چو ظلم واقعهٔ کربلا نبود
۲
از بی کسی نهاد سر خود به روی خاک
شاهی که غیر دامن زهراش جا نبود
۳
یحیی سرش بریده شد از خنجر جفا
اما ز کین، بریده سرش از قفا نبود
۴
ایوب صبر کرد به رنج و محن ولی
صبرش چو صبر سید سجاد ما نبود
۵
سوزد دلم به حالت بیمار کربلا
کو را به غیر اشک، دوا و غذا نبود
۶
در راه شام زینب محنت رسیده را
دردی بدتر ز گم شدن طفل ها نبود
۷
«ترکی» ز دیده خون بفشان بهر کشته ای
کورا کفن به بر، به جز از بوریا نبود
نظرهای خوانندگان ۰
برداشت، حس یا جملهای کوتاه درباره این شعر بنویسید.
خواندن نظرها برای همه آزاد است؛ ارسال نظر برای کاربران واردشده فعال میشود.