اثر ادبی

شمارهٔ ۳۲ - واقعهٔ کربلا

♡
۰

یاران مگر حسین ولی خدا نبود؟

یا یادگار فاطمه و مرتضی نبود؟

۱

تا روزگار چید به گیتی اساس ظلم

ظلمی چو ظلم واقعهٔ کربلا نبود

۲

از بی کسی نهاد سر خود به روی خاک

شاهی که غیر دامن زهراش جا نبود

۳

یحیی سرش بریده شد از خنجر جفا

اما ز کین، بریده سرش از قفا نبود

۴

ایوب صبر کرد به رنج و محن ولی

صبرش چو صبر سید سجاد ما نبود

۵

سوزد دلم به حالت بیمار کربلا

کو را به غیر اشک، دوا و غذا نبود

۶

در راه شام زینب محنت رسیده را

دردی بدتر ز گم شدن طفل ها نبود

۷

«ترکی» ز دیده خون بفشان بهر کشته ای

کورا کفن به بر، به جز از بوریا نبود

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…