اثر ادبی

شمارهٔ ۳۸ - گوهر اشک

♡
۰

رسید موسم ماتم که گریه ساز کنید

فغان و ناله به سبط شه حجاز کنید

۱

شهید کرب و بلا، بی کفن فتاده به خاک

ز اشک غسل دهیدش، بر او نماز کنید

۲

بپا کنید چو بزم عزای شاه شهید

ز دیده ها رگ سیل سرشک، باز کنید

۳

هر آن کسی که به ماتم سرای او نگریست

از او که اهل بکا نیست احتراز کنید

۴

به خون خضاب بود گیسوی علی اکبر

ز آه و ناله بر او قصه را دراز کنید

۵

چو سرو قامت عباس اوفتاده ز پا

نظر دریغ از این پس، به سرو ناز کنید

۶

ز حالت اسرا آگهی اگر خواهید

دمی خیال شترهای بی جهاز کنید

۷

سکینه طفل یتیم حسین آزرده است

نوازش دل آن طفل دلنواز کنید

۸

ز دیده گوهر اشکی به چهره افشانید

به صد نیاز، به کرب و بلا نیاز کنید

۹

کنید یاد به رحمت روان «ترکی» را

چو عزم خواندن این نظم جانگداز کنید

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…