اثر ادبی

شمارهٔ ۴۴ - چشم اشکبار

♡
۰

شبان تیره به درگاه کردگار، بنالم

ز جور چرخ و، ز بیداد روزگار، بنالم

۱

چو نی به حال شهیدان نینوا بخروشم

به جان نثاری یاران جان نثار، بنالم

۲

چو در خیال من آید نهال قامت اکبر

سحاب وار، بگریم هزار وار، بنالم

۳

کنم چو یاد من از حلق پارهٔ علی اصغر

به تشنه کامی آن طفل شیرخوار، بنالم

۴

برای آنکه خزان شد بهار گلشن طاها

ز شاخ شعله برآید اگر بهار، بنالم

۵

فراز نیزه سر شاه در مقابل زینب

به خاطر آرم و، از جور نیزه دار، بنالم

۶

دیار شام و خرابه مرا رسد چو به خاطر

به یاد زینب آواره از دیار، بنالم

۷

چکد ز دیده سرشکم ز گریه های سکینه

به دختری که شد از هجر باب، زار بنالم

۸

به جای اشک رود سیل خون، ز دیدهٔ «ترکی»

ز سوز سینه و با چشم اشکبار، بنالم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…