اثر ادبی

شمارهٔ ۴۶ - چرا چو شمع نسوزم؟

♡
۰

چرا ز غصه شب و روز، زار زار نگریم؟

ز گردش فلک و، جور روزگار نگریم

۱

بهار آل پیمبر ز جور چرخ خزان شد

چرا ز هر مژه چون ابر نوبهار نگریم؟

۲

چرا چو نی، به شهیدان نینوا نخروشم؟

چرا به یاد قتیلان جان نثار نگریم؟

۳

چرا چو بلبل شوریده روز و شب نسرایم؟

چرا ز داغ جوانان گل عذار نگریم؟

۴

چرا برای حسین اشک غم ز دیده نبارم؟

به تشنه کامی آن شاه باوقار نگریم؟

۵

بر آن قتیل که بی سر، به زیر خاک نهان شد

چرا به سر نکنم خاک و، آشکار نگریم؟

۶

به سینه اش که گلدکوب شد ز سم ستوران

چرا به سینه زنان تا صف شمار نگریم؟

۷

چرا به سر نزنم دست و، سینه چاک نسازم؟

به تشنه کامی عباس نامدار نگریم

۸

به جای اشک چرا خون دل ز دیده نبازم؟

به سوگ قاسم بسته ز خون نگار نگریم

۹

چرا ز غم ندهم جای طفل اشک به دامان؟

برای کودک معصوم شیرخوار نگریم

۱۰

چرا ز دیده به رخ در شاهوار نریزم؟

به حال زینب آواره از دیار نگریم

۱۱

چرا ز دل نکشم ناله و فغان ننمایم؟

به بی قراری کلثوم بی قرار نگریم

۱۲

چرا چو شمع نسوزم؟ چرا سرشک نریزم؟

به روزگار سکینه که گشت تار نگریم

۱۳

چرا به گوشه بیت الحزن، ز غم ننشینم

به حزن حضرت سجاد دل افگار نگریم

۱۴

فراق نامهٔ «ترکی» چرا به خلق نخواهم؟

چرا ز خواندن این نظم آبدار نگریم؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…