اثر ادبی

شمارهٔ ۴۷ - کشتهٔ غریب

♡
۰

ای در عزات خالق اکبر، گریسته

جبریل پیک ایزد داور گریسته

۱

در ماتم تو ای شه اقلیم عاشقی!

جد گرامی تو پیمبر گریسته

۲

تنها همین نه جد تو در ماتمت گریست

خیل رسل به چشم ز خون تر، گریسته

۳

یوسف به چاه محنت و غم، با دلی فگار

بهر جوانی علی اکبر گریسته

۴

بر حنجر تو کز دم خنجر بریده شد

یحیی سر بریده ز خنجر، گریسته

۵

هر دم ز بی پناهیت ای شاه دین پناه!

باب بزرگوار تو حیدر گریسته

۶

در باغ خلد حضرت صدیقه مادرت

با مریم و خدیجه و هاجر، گریسته

۷

بر تشنه کامی تو میان دو نهرآب

تسنیم گریه کرده و کوثر گریسته

۸

در بوستان، به قامت دلجوی اکبرت

شمشاد و، سرو ناز و، صنوبر، گریسته

۹

بر زخم های پیکرت ای کشتهٔ غریب

شمشیر و، تیر و، نیزه و، خنجر، گریسته

۱۰

در شام، در خرابه شب و روز و، روز وشب

از فرقت تو زینب اطهر گریسته

۱۱

زین نظم جان گداز که « ترکی » سروده است

لوح و، مداد و، خامه و، دفتر، گریسته

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…