اثر ادبی

شمارهٔ ۴۹ - مرآت خدا

♡
۰

ای قتیلی که به خون غرقه ز شمشیر جفایی

وی شهیدی که بریده ز بدن سر ز قفایی

۱

سر بریده ز تن از جور لعینان به چه جرمی

به چه تقصیر گرفتار به صد رنج و بلایی

۲

زینت دوش نبی بودی و نور دل زهرا

پایمال از سم اسبان مخالف تو چرایی؟

۳

در عراق آمدی از ملک حجاز ای شه خوبان

باشکوه و عظمت بود تو را فر همایی

۴

قاسمی داشتی و عونی و عباس رشیدی

اکبری داشتی و اصغر فرخنده‌لقایی

۵

همرهانت همه گشتند شهید از دم خنجر

هر یکی با تن صد چاک فتادند به جایی

۶

اکبرت سرخ شد از خون رخ چون بدر منیرش

قاسم از خون سر خویش به کف بست حنایی

۷

اوفتادی به روی خاک زمین چون ز سر زین

آسمان اشک‌فشان گشت و به پا کرد عزایی

۸

ای حسین ای که شدی کشته ز شمشیر مخالف

ای که سالاری و سر حلقهٔ خیل شهدایی

۹

خون‌بهای تو خدا گشت که در عالم معنا

هم تو مرآت خدا هستی و هم خون خدایی

۱۰

روز و شب عابد بیمار تو در کنج خرابه

داشت از لخت دل و اشک دوایی و غذایی

۱۱

نظری جانب «ترکی» ز ره لطف و کرم کن

جز در مرحمت تو نبرد راه به جایی

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…