اثر ادبی

شمارهٔ ۵۱ - نقطهٔ پرگار

♡
۰

تو نور چشم احمد مختاری ای حسین

آرام جان حیدرکراری ای حسین

۱

تو گوشوار عرش خداوند اکبری

دریای صبر را در شهواری ای حسین

۲

این سقف بی ستون، که سپهرش نهند نام

آن را تو نقشبندی و معماری ای حسین

۳

دسته گلی ز گلشن بطحا و یثربی

در پیش اهل کوفه چرا؟ خاری، ای حسین

۴

تو خسرو زمان و دریغا به کربلا

بی لشکر و سپاه و علمداری، ای حسین

۵

سوزم که تشنه لب، به لب دجله و فرات

مقتول تیغ شمر ستمکاری، ای حسین

۶

این غم مرا کشد که عدو صدهزار و تو

تنها و بی معین و مددکاری، ای حسین

۷

پرگار وارگرد تو صف بسته کوفیان

تو در میان چو نقطهٔ پرگاری ای حسین

۸

زخم سنان و، خنجر و، شمشیر و، تیر و، تیغ

بر تن ز جان خویش خریداری، ای حسین

۹

از خون یاوران تو صحرای کربلا

پر لاله و، تو بلبل گلزاری، ای حسین

۱۰

ای یوسف زمانه، ز بیداد و کید خصم

در چاه غم چرا؟ تو نگون ساری، ای حسین

۱۱

لب تشنه، سر بریده، میان دو نهر آب

افتاد با جراحت بسیاری، ای حسین

۱۲

گاهی سرت به مطبخ و، گه بر سر سنان

با سر عجب تو ثابت و سیاری، ای حسین

۱۳

تن در عراق مانده سرت رفته سوی شام

بر شام و برعراق تو سالاری، ای حسین

۱۴

«ترکی» به جز غم تو ندارد غم دگر

دانم ز حال او تو خبر داری، ای حسین

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…