اثر ادبی

شمارهٔ ۵۲ - داغ جهانسوز

♡
۰

ای حسین ای علم افراشته بر قلهٔ نور

ای که عشق تو فکنده به سر عالم شور

۱

تو چه کردی که لب تشنه بریدند سرت

خورد کردند تن نازکت از سم ستور

۲

تو شدی کشته لب تشنه و، از کشتن تو

شده غمناک جهانی و، گروهی مسرور

۳

سر پرنور تو ای کشتهٔ بی جرم و گناه

گاه بر نیزه عیان، گاه نهان شد به تنور

۴

یثرب از قتل تو گردید ز بنیاد خراب

شام ویران شده از کشتن تو شد معمور

۵

نوجوانان تو را سر ببریدند به جبر

اهل بیت تو سوی شام کشیدند به زور

۶

عابدت را بنهادند به گردن زنجیر

با وجودی که بدی پیکر پاکش رنجور

۷

بر سر نعش به خون خفتهٔ تو زینب گفت

برد از دیدهٔ من داغ جهانسوز تو نور

۸

آفتاب رخت از مشرق نی، شد چو عیان

تیره شد روز من زار، چو شام دیجور

۹

ظلم هایی که به اولاد علی کرد یزید

«ترکیا» تا به صف حشر، نگردد مستور

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…