۰

شاهی که بود آینهٔ حسن ذوالجلال

صاحب عزای اوست خداوند لایزال

۱

درکربلا ز خنجر بیداد، شد قتیل

صد پاره اوفتاد تنش در صف قتال

۲

شمر از قفا برید سرش را ولی نریخت

یک جرعه آب، بر لبش از چشمهٔ زلال

۳

جسمی که بود زینت آغوش مصطفی

شد از سم ستور، در آن دشت پایمال

۴

در داغداشت عشق، ز جور حرامیان

گردید یا رب از چه سبب خون او حلال

۵

آتش ز راه کین، به سراپرده اش زدند

آنان که بوده اند ستمکار و بدسگال

۶

اهل حرم شدند گریزان ز هر طرف

زن های سال خورده و، طفلان خردسال

۷

در آن میان سکینه مظلومه دخترش

پیوسته بود وا ابتایش زبان حال

۸

«ترکی» حدیث شاه شهید و شهادتش

تا روز رستخیز، نخواهد شد از خیال

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…