اثر ادبی

شمارهٔ ۵۷ - شراره آه دل

♡
۰

دلم ز ماریه عزم سفر نکرده هنوز

هوای شهر و دیار دگر نکرد هنوز

۱

خیال می کشدم گه به شام و، گه به حجاز

ولی ز ماریه قطع نظر نکرده هنوز

۲

به اهل بیت پیمبر مگر که مر شریر

به دشت کرب وبلا ترک شر نکرده هنوز؟

۳

سرشک دیدهٔ زین العباد خشک نشد

مگر حسین لبی زآب، تر نکرده هنوز؟

۴

شراره آه دل، از تشنگی شه، با شمر

مگر که بر دل سختش اثر نکرده هنوز؟

۵

برهنه سرکند از مشرق آفتاب طلوع

مگر که زینب معجر به سر نکرده هنوز؟

۶

نوای نالهٔ لیلا ز نینوا آید

مگر کناره ز نعش پسر نکرده هنوز؟

۷

تنور خانهٔ خولی ست بزم مهمانی

مگر حسین از آن جا سفر نکرده هنوز؟

۸

فلک به عترت اطهار در خرابهٔ شام

مگر شب غم شان را سحر نکرده هنوز؟

۹

سر بریدهٔ سبط نبی به بزم یزید

مگر مفارقت از طشت زر نکرده هنوز؟

۱۰

صبا ز کرب وبلا در نجف ز قتل حسین

مگر نرفته علی را خبر نکرده هنوز؟

۱۱

سرشک دیدهٔ «ترکی» ز سرگذشت ولی

ز دشت ماریه خاکی به سر نکرده هنوز؟

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…