اثر ادبی

شمارهٔ ۶۱ - سیلاب اشک

♡
۰

ای دل! بیا که ناله و آه و فغان کنیم

سیلاب اشک، از مژه بر رخ روان کنیم

۱

گاهی زنیم بر سر و،گه جامه بردریم

گه آشکار گریه و، گاهی نهان کنیم

۲

یاد آوریم واقعهٔ دشت کربلا

شوری بپا چو حشر، در این خاکدان کنیم

۳

آریم در نظر چو لب تشنهٔ حسین

قطع نظر، ز خوردن آب روان کنیم

۴

هر گه ز آب سرد گلویی کنیم تر

یاد از گلوی خشک شه انس و جان کنیم

۵

سوزیم بهر اکبر و عباس نامدار

گریه گهی بر این و، گهی بهر آن کنیم

۶

نالیم بر اسیری زن های داغدار

افغان به دستگیری آن بی کسان کنیم

۷

لب تشنه، کودکان حسین از جفای خصم

یکدم بیا که گریه بر آن کودکان کنیم

۸

این گریه چون معامله با سبط مصطفی ست

حاشادر این معامله گر ما زیان کنیم

۹

در این جهان دو دانهٔ اشکی که میدهیم

شاید که توشهٔ سفر آن جهان کنیم

۱۰

رو آوریم جانب در گاه بی نیاز

دست دعا بلند سوی آسمان کنیم

۱۱

«ترکی» ز بعد گریهٔ بر سبط مصطفی

آن به دعا به قاطبهٔ شیعیان کنیم

✦
حس شما به این اثر۰ واکنش ادبی
صدای خوانندگان فلانجا

اجرای صوتی این شعر ۰

خوانش‌های تأییدشده کاربران را بشنوید یا اجرای خودتان را برای بررسی بفرستید.

♫
♫هنوز خوانشی منتشر نشده

اولین اجرای تأییدشده می‌تواند همین‌جا شنیده شود.

گفت‌وگو درباره این اثر

نظرهای خوانندگان ۰

برداشت، حس یا جمله‌ای کوتاه درباره این شعر بنویسید.

❦
در حال آوردن نظرها…